می مانم و می خوانم ، تا رای تو گیرم پس

SA-1

ای صبر بمان با من،من جز تو ندارم کس
ای بخت کجایی تو؟ یک بار به دادم رس
دیریست تفنگم را بشکستم و بنهادم
آتش به درونم زد این خواهش آتش بس
او رفته و من رانده،او کشته و من مانده
رویای من اندر پیش ،فریاد وی اندر پس
من پیر شدم با تو ای صبر اساطیری
تا شادی ٔگل روید از انده خار و خس
هم گام غزالان بین،هم کبک خرامان بین
هم شومی آن کفتار هم مستی آن کرکس
سرخست رهت چون ٔگل ،سبزست دلم چون برگ
می مانم و میخوانم تا رای تو گیرم پس

شعر را با صداي زيبا و دلنشين خواننده متعهد علي محمد تهراني بشنويد.
همچنين مي توانيد از اين لينك دانلود كنيد.

Advertisements

سبز يعني راه پاك فاطمه (ع)!

267979f3-65db-426a-b6a9-339da04d8822_mw800_s

سبز یعنی یک نشان افتخار
سبز يعني کهنه عشق ماندگار
سبز يعني انتهاي فصل سرد
سبز يعني سيدي از اهل درد

سبز يعني يک جهان مظلوميت
سبز يعني صبر بر محروميت
سبز يعني يک رسانه، يک پيام
سبز يعني سيدي والامقام

سبز يعني يک نماد زندگي
صلح و ايمان، عدل و دين، آزادگي
ادامهٔ مطلب »

ای جوانان عجم – شعري از اقبال لاهوري

3293

چون چراغ لاله سوزم در خیابان شما
ای جوانان عجم جان من و جان شما

غوطه ها زد در ضمیر زندگی اندیشه ام
تا به دست آورده ام افکار پنهان شما

مهر و مه دیدم نگاهم برتر از پروین گذشت
ریختم طرح حرم در کافرستان شما

تا سنانش تیزتر گردد فروپیچیدمش
شعله ای آشفته بود اندر بیابان شما

فکر رنگینم کند نزد تهی دستان شرق
پاره ای لعلی که دارم از بدخشان شما

می رسد مردی که زنجیر غلامان بشکند
دیده ام از روزن دیوار زندان شما

حلقه گرد من زنید ای پیکران آب و گل
آتشی در سینه دارم از نیاکان شما

یک با یک برابر نیست – شعري از زنده ياد خسرو گلسرخي

معلم پای تخته داد می زد
صورتش از خشم گلگون بود
و دستانش به زیر پوششی از گرد پنهان بود
ولی ‌آخر کلاسی ها
لواشک بین خود تقسیم می کردند
وان یکی در گوشه ای دیگر جوانان را ورق می زد
برای آن که بی خود های و هو می کرد و با آن شور بی پایان
تساوی های جبری را نشان می داد
خطی خوانا به روی تخته ای کز ظلمتی تاریک
غمگین بود
تساوی را چنین بنوشت
یک با یک برابر هست
از میان جمع شاگردان یکی برخاست
«همیشه یک نفر باید به پا خیزد»
به آرامی سخن سر داد
تساوی اشتباهی فاحش و محض است!
معلم مات بر جا ماند

ادامهٔ مطلب »

نوشته شده در اجتماعي, زندگي, سياسي, شعر. برچسب‌ها: . 8 Comments »

رسيد مژده كه . . .

رسيد مژده كه ايام غم نخواهد ماند
چنان نماند و چنين نيز نخواهد ماند
حافظ

تصنيف شهرام ناظری در حمايت از جنبش مردمي

اى خشمِ به جان تاخته، توفانِ شرر شو
اى بغضِ گل انداخته، فريادِ خطر شو

اى روىِ برافروخته, خود پرچمِ ره باش
اى مشتِ برافراخته, افراخته ترشو

اى حافظِ جانِ وطن، از خانه برون آى
از خانه برون چيست كه از خويش به در شو

گر شعله فرو ريزد، بشتاب و مينديش
ور تيغ فرو بارد، اى سينه سپر شو

خاكِ پدران است كه دستِ دگران است
هان اى پسرم، خانه نگهدارِ پدر شو

ديوارِ مصيبت كده ىِ حوصله بشكن
شرم آيدم از اين همه صبرِ تو، ظفر شو

تا خود جگرِ روبهكان را بدرانى
چون شير درين بيشه سراپاى،جگر شو

مسپار وطن را به قضا و قدر اى دوست
خود بر سرِ آن، تن به قضا داده، قدر شو

فرياد به فرياد بيفزاى، كه وقت است
در يك نفسِ تازه اثرهاست، اثر شو

ايرانىِ آزاده! جهان چشم به راه است
ايران ِكهن در خطر افتاده، خبر شو

مشتى خس و خارند، به يك شعله بسوزان
بر ظلمتِ اين شامِ سيه فام، سحر شو

از اينجا دانلود كنيد:

http://www.4shared.com/file/116338960/31ef3d6f/nazeri_irane_kohan.html%20?s=1

خوابند وكيلان و حرامند وزيران- تقديم به تربت پاك شهيدان

3

با اينكه اين سروده مربوط به انقلاب شكوهمند 57 است امروز عينيتي واقعي تر دارد. براي دانلود اين آهنگ كه وصف امروز اين دولت غاصب و نمايندگان تحميلي را دارد اينجا را كليك كنيد.