سبز يعني راه پاك فاطمه (ع)!

267979f3-65db-426a-b6a9-339da04d8822_mw800_s

سبز یعنی یک نشان افتخار
سبز يعني کهنه عشق ماندگار
سبز يعني انتهاي فصل سرد
سبز يعني سيدي از اهل درد

سبز يعني يک جهان مظلوميت
سبز يعني صبر بر محروميت
سبز يعني يک رسانه، يک پيام
سبز يعني سيدي والامقام

سبز يعني يک نماد زندگي
صلح و ايمان، عدل و دين، آزادگي
ادامهٔ مطلب »

Advertisements

بیانیه شماره 10 مهندس میرحسین موسوی در مورد دادگاه گروهی از فعالان نهضت سبز

mousavi

بسم الله الرحمن الرحیم

می‌گویند فرزندان انقلاب در دادگاهی که دیروز تشکیل شده بود به ارتباط با بیگانه و برنامه‌ریزی برای ساقط کردن نظام جمهوری اسلامی اعتراف کرده‌اند. اینجانب در سخنان آنان دقیق شدم و در حقیقت آن چنین چیزی نیافتم، بلکه شنیدم که با ناله‌ای عمیق از سرگذشت دردناک خود در این پنجاه روز می گفتند؛ انسان‌هایی له شده که ممکن بود به هرچیز دیگری هم که به آن الزام شود اقرار کنند به راستی چه چیز دیگری جز داستان رنج‌هایی که کشیده‌اند ممکن است بگویند. می‌گفتند محسن روح‌الامینی حق داشت که شهید شد. می گفتند که اگر 50 روز ایستادگی نکرده بودیم این نمایش هفته‌ها پیش برگزار می‌شد. می‌‌گفتند هرچه را که به آنان می‌گفتند تا گفته باشند که اینها حرف‌های ما نیست.
دندان شکنجه‌گران واعتراف‌گیران دیگر به استخوان مردم رسیده است تا جایی که اینک از میان کسانی قربانی می‌گیرند که خدمات بزرگ به کشور و نظام در کارنامه دارند و به تهدید دیگرانی سرگرمند که در نشو و نمای این نهضت و تاسیس نظام برخاسته‌ از آن برجسته‌ترین نقش‌ها را بر عهده داشته‌اند. آیا کسانی را که آرزوی شهادت در راه نورانی انقلاب اسلامی داشته‌اند به چیزی کمتر از آن تهدید می‌کنید؟ یا پس از به مسلخ بردن جمهوریت نظام، اسلامیت و آبروی آن را هم با این بی‌آبرویی‌ها هدف گرفته‌اید؟ تنها داوری قطعی وجدان بشری از مشاهدة دادگاه‌هایی اینچنین فرمایشی سقوط اخلاقی و بی‌اعتباری صحنه‌گردانان آن است.
ادامهٔ مطلب »

سخنان مهم آيت الله رفسنجاني در خطبه هاي نماز جمعه 26 تير 88

براي اعتماد سازي بايد زندانيان سياسي آزاد و از آسيب‌ديدگان دلجويي شود/ نظام بايد آزادي رسانه‌ها در چارچوب قانون را محترم شمارد/ صداوسيما به دو طرف فرصت دهد/ از علما دلجويي شود/ مي‌توان اين شرايط را بحران ناميد.

نماز جمعه تاریخی تهران، امروز در حالی به امامت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی اقامه شد که میلیون‌ها نمازگزار علی‌رغم گرمای بسیار زیاد هوای تهران خود را به دانشگاه تهران رسانده بودند تا به خطبه‌های نماز جمعه یکی از معدود یاران باقی‌مانده امام راحل عظیم‌الشأن گوش فرا دهند.

به گزارش خبرنگار سیاسی آفتاب، در حالی‌که از ساعت‌های اولیه امروز مشتاقان شنیدن سخنان آیت‌الله هاشمی رفسنجانی خود را به درهای دانشگاه تهران رسانده بودند، اما مسؤولان برگزاری نماز جمعه تا ساعت 10:30 صبح مانع از ورود مردم عادی شده و تنها به افرادی که به نظر می‌رسید از سوی یک نهاد خاص و با هماهنگی قبلی به مکان برگزاری نماز جمعه آمده بودند اجازه ورود دادند.

حضور سربازان وظیفه‌ای که با موهای کوتاه ولی با لباس شخصی با کارت دعوت وارد دانشگاه می‌شدند از نکات قابل توجه بود.

با این همه سیل مشتاقان حضور در نماز جمعه به حدی بود که برخی گزارش‌ها حکایت از تشکیل صفهای به هم پیوسته نمازگزاران از سمت غرب تا بزرگراه چمران و از سمت شرق تا فراتر از میدان ولی‌عصر و حتی میدان هفت تیر می‌کرد.

ادامهٔ مطلب »

نامه دختر آیت‌الله طالقانی به رهبران و پیشکسوتان انقلاب

اعظم طالقانی، فرزند اولین امام‌جمعه تهران پس از انقلاب، با ارسال نامه‌ای به مجلس خبرگان، به آنها هشدار داد که: کشور و تمامیت ارضی و ساختار سیاسی آن در معرض خطر قرار گرفته، و از آنها پرسید: آیا در این شرایط حساس و اضطراری که مردم به شما نیاز دارند بجای سرکشی به زندان‌ها و نهادهایی که در مقابل مردم قرار گرفته‌اند به تعطیلات تابستانی می‌روید؟

متن کامل این نامه به شرح زیر است:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
أَلَمْ تَرَ کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِعَادٍ. إِرَمَ ذَاتِ الْعِمَادِ

آن شبی که در بیدادگاه شاه (دادگاه عشرت‌آباد) آراء محکومیت ۹نفر از سران و مبارزین با رژیم شاهنشاهی قرائت می‌شد، مزدوران دادگاه فرمایشی تلاش می‌کردند جمعیت را متفرق و از محوطه دادگاه دور کنند تا خود بتوانند فرار کنند. آیت‌الله سیدمحمود طالقانی فریادی بر سر آنان کشید که میخکوب شدند، سپس با تکیه بر عصایش سوره «والفجر» را تلاوت نمود و به تفسیر آن پرداخت. آن مزدوران منتظر فرصتی بودند که از آن محیط خارج شوند. این واقعه در خاطر کسانی که رنج‌های بی‌عدالتی، تبعیض، ستم ستمکاران و استبداد را چشیده‌اند بسیار اثرگذار بود. بیش از یکصدو پنجاه نفر حاضر در آن بیدادگاه‌ها این آموزش انقلابی بودن و شجاعت، در ضمیرشان چنان رسوخ نمود که هنوز هم آثار آن در زندگی‌شان مشاهده می‌شود.

آنچه آنروز آموختیم این بود که پناه گرفتن در کاخ‌ها و برخورداری از کامل‌ترین تسلیحات و تجهیزات در صورتی که همراه با قساوت و سنگدلی توأم گردد، نتیجه‌ای در برنخواهد داشت… و امروز شاهدیم جوانان مردم را به دیوار می‌چسبانند و با باتوم و میلگرد و چماق بر سرش می‌کوبند و سپس تحویل گروه دیگری می‌دهند، لگد و باتوم چاشنی مجددی است که بر سرو صورت و طحالش کوفته می‌شود و سپس آنان را به زندان، کلانتری، پادگان‌ و یا پایگاه‌های دیگر می‌برند، از آنجا که تصور نمی‌کردند ملت برای تحقیر رأی‌شان در خیابان‌ها به این گستردگی ظاهر شوند و هیچ طلب نکنند جز رأی خود، در مخیله حاکمیت نمی‌گذشت تا زندان‌ها را بیش از اینکه هست توسعه دهد.
اعظم طالقانی، فرزند اولین امام‌جمعه تهران پس از انقلاب، با ارسال نامه‌ای به مجلس خبرگان، به آنها هشدار داد که: کشور و تمامیت ارضی و ساختار سیاسی آن در معرض خطر قرار گرفته، و از آنها پرسید: آیا در این شرایط حساس و اضطراری که مردم به شما نیاز دارند بجای سرکشی به زندان‌ها و نهادهایی که در مقابل مردم قرار گرفته‌اند به تعطیلات تابستانی می‌روید؟

ادامهٔ مطلب »

بيانيه مهم آيت الله صانعي در ارتباط با مسائل جاري کشور

بسمه تعالي

«وَزُلْزِلُوا حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ مَتَى نَصْرُ اللهِ أَلاَ إِنَّ نَصْرَ اللهِ قَرِيبٌ»

ملت عزيز و شريف ايران اسلامي
در روزهاي گذشته همگان شاهد حمله به دانشگاهها و خوابگاه دانشجويان و ضرب و جرح، قتل و به زندان افکندن عده زيادي از فرزندان اين مرز و بوم بوده ايم تا جائيکه در آمار رسمي خبر از کشته شدن حدود بيست نفر و زنداني شدن بيش از هزار نفر داده شده است و همچنين شاهد پخش اعترافات برخي از زندانيان در رسانه هاي انحصاري بوده ايم که بر همه واضح است اين اعترافات حداقل به علت زنداني بودن متهمين و شرايط خاص آنها از نظر شرعي، قانوني و عقلائي هيچ گونه ارزشي نداشته و ندارد؛ لکن نبايد اينگونه ظلمها، آزار و اذيت ها، ترفندها، مکرها؛ دروغها و … موجب يأس و نا اميدي در راه احقاق حق شرعي و قانوني و حاکميت مردم بر سرنوشتشان گردد؛ چون علاوه از آنکه نا اميدي از رحمت خداوند خود از معاصي و گناهان کبيره است؛ خلاف وعده نصر و پيروزي قرآن به مسلمانان نيز مي باشد که «أَلاَ إِنَّ نَصْرَ اللهِ قَرِيبٌ».

و چگونه چنين نباشد حال آنکه علي رغم تمام سانسورهاي خبري، از محدوديت سايت هاي خبري گرفته تا تعطيلي روزنامه ها و دستگيري فعالين رسانه اي و سياسي و حتي قطع پيام هاي کوتاه، آگاهي عمومي و جهاني از وقايع اخير روز به روز در حال افزايش است، که خود نتيجه حرکت آگاهانه و همراه با متانت ملت بزرگ ايران است. اميد آنکه راه دفاع از حقوق مردم و حفظ عقايد ديني آنها مخصوصاً جوانان و حفظ جمهوري اسلامي همراه با درايت، متانت، آگاهي بخشي و آرامش و امنيت و استفاده از قانون اساسي به معناي واقعيش و بهانه ندادن به دست ستمکاران، ادامه يابد که استقامت شرط موفقيت است و چگونه چنين نباشد حال آنکه کانديدهاي معترض به مسئولين انتخابات و روند و نتيجه آن و نظر شوراي نگهبان همانگونه که در نامه حضرت حجت الاسلام و المسلمين جناب آقاي کروبي (دامت افاضاته و برکاته) و يا در بيانيه دوست مکرم، مؤمن و يار باوفاي امام امت (سلام الله عليه) جناب آقاي مهندس موسوي (دام عزه و توفيقه) آمده است؛ از نظر سياسي و قانوني مشروعيت دولت را مورد سوال قرار داده و آنرا نفي مي نمايند که نشانگر عدم اقناع آنان و توده زيادي از مردم از شبهات پيش آمده در انتخابات است که خود بواسطه کاهش پشتوانه و حمايت هاي مردمي، مي تواند موجب ناکارآمدي دولت گردد و ممکن است ادامه اش موجب مشکلات حقوقي و مدني شود.

در پايان به تمام نيروهايي که بايد حافظ نظم و جان و مال و ناموس مردم باشند تذکر مي دهم که هيچ فرمان و دستوري نمي تواند مجوّز و عذري براي تجاوز به حقوق مردم ـ که حرام و معصيت و ذنب لايغفر است ـ گردد که لاطاعة لمخلوق في معصية الخالق چه رسد به آنکه موجب ضرب و جرح و يا قتل گردد که مستوجب خذلان دنيوي و عذاب اخروي است.

يوسف صانعي
12/4/1388
10رجب المرجب1430

saanei.org

پدر ديدي چه كردند؟

نامه دكتر عليرضا بهشتي به پدرش

بار دیگر بی تو

چرا هربار که هفتم تیر می رسد سفرة دل گرفته ام را نزد تو می گسترم؟ شاید چون سایة تو را همچنان بر سرم گسترده می بینم. شاید هم که چون نمی گذارند صدایم شنیده شود، بدنبال چاهی می گردم تا آهی برکشم. شاید هم که برباد رفتن میراث توست که اینچنین آتشم می زند و داغ دیرینه را تازه می کند.

پدر! دیدی که چه روزهایی را شاهد بودیم که امکان بازشناسی تاریخ صدر اسلام را برایمان ممکن ساخت؟ دیدی که سکوت که شکسته شد، چگونه دل ها مملو از امید شد؟ دیدی که عطر راستی و صداقت که فضا را پر کرد، پایه های کاخ های دروغ و ریا به لرزه افتاد؟ دیدی خمودی و خموشی جای خود را به سرزندگی و نشاط داد؟ دیدی که دل هایی که سال ها با انگشتان کلیشه سازان از هم دور نگه داشته شده بود، فاصله ها را شکستند و در کنار هم نشستند؟ دیدی که نسل سومی که با انقلاب، امام، جنگ، شهادت و دینمداری قهر کرده بود، در داوری هایش به تأملی دوباره نشست و مطالباتش را در ادبیات صدر انقلاب جستجو کرد؟ دیدی که زن و مرد و پیر و جوان و روستایی و شهری، چشم امیدشان را به یار دیرینة تو دوختند و به رغم همة اما و اگرها و جوسازی ها، رایت اعتمادشان را بدست او سپردند؟

اما پدر دیدی که همان کسانی که پس از شهادت تو زیر لب زمزمه کردند که بهشتی عاقبت بخیر شد و تداوم حیات او به سلطة اسلام لیبرالی می انجامید، چه کردند؟ به بهانة حراست از اسلامیت نظام، جمهوریت نظامی که تو در کنار امام و مرادت و به یاری بسیاری دیگر از همراهان دیروز و امروز معماری کرده بودی را به مذبح سلایق و علایق و داوری های شخصی بردند. خواست مردمی نجیب که با بالاترین درجات آگاهی، حق به سرقت بردة خود را مطالبه می کردند را آشوب طلبی نامیدند، خوننشان را بر قداره بندان خود مباح ساختند، و به نام دین، دینداران را بی دین نامیدند، مذبوحانه به دنبال سرانگشتان بیگانه گشتند و یافته و نایافته، سکوت تلخ، بلند و رسای حق خواهان را با شادکامی دشمنان قسم خوردة انقلاب همانند کردند تا مجوزی برای مشروعیت بخشی به کودتاگران دست و پا کنند.

یاد روزهای سختی می افتم که در مقابل هجمة ناجوانمردانة زبان های پلشت سکوت کردی و افتراها و دشنام ها را از دوستان دیروز و دشمنان آن روز و امروز صبورانه شنیدی و دم فروبستی. تو قربانی التقاط و تحجر شدی: التقاط تو را ترور شخصیت کرد، تحجر در مقابل رضایتمندانه سکوت کرد، و آنگاه بود که فاجعة هفتم تیر به آسانی اتفاق افتاد. این بار اما، روایتی معکوس در کار است: تحجر، اندیشه هایت را بر نمی تابد و تجلی سبز آن را تحمل نمی کند، التقاط شادمانه برحق بودن خود را اثبات می کند، و این تویی که یکبار دیگر به قربانگاه فرستاده می شوی. بگذار که این بار سخنم را با شعری از شفیعی کدکنی به پایان برسانم:

تو در نماز عشق چه خواندی که سالهاست
بالای دار رفتی و این شحنه های پیر
از مرده ات هنوز پرهیز می کنند
……
خاکستر تو را
باد سحرگان
هرجا که برد
مردی زخاک رویید

سید علیرضا حسینی بهشتی هفتم تیرماه 1388

خوابند وكيلان و حرامند وزيران- تقديم به تربت پاك شهيدان

3

با اينكه اين سروده مربوط به انقلاب شكوهمند 57 است امروز عينيتي واقعي تر دارد. براي دانلود اين آهنگ كه وصف امروز اين دولت غاصب و نمايندگان تحميلي را دارد اينجا را كليك كنيد.