نامه سرگشاده زیبا کلام درباره ركسانا صابری

ركسانا صابري در كنار محمد خاتمي

دکتر صادق زیبا کلام؛ استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران در نامه‌ای سرگشاده به آیت‌الله هاشمی شاهرودی رئیس قوه قضائیه درباره نحوه رسیدگی به پرونده رکسانا صابری نکاتی را یادآور شده است.

متن این نامه بدین شرح است:

محضر حضرت آیت الله هاشمی شاهرودی
ریاست محترم قوه قضائیه شیدالله ارکانه

داستان این مرقومه همچون سرنوشت موضوع آن، خانم رکسانا صابری، بسیار پر فراز و نشیب گردید. در ابتدا آنرا به صورت یادداشت برای یکی از روزنامه‌های مدافع جامعه مدنی، حقوق شهروندی، قانون و قانون گرایی ارسال داشتم. بالطبع به دلیل حساسیت موضوع، یادداشت مدتی سرگردان بود تا النهایه تصمیم به درج آن گرفته می‌شود. اما پس از حروفچینی مطلب و درست اندکی قبل از به زیر چاپ رفتن، سر دبیر محترم روزنامه عاقبت اندیشی کرده و یادداشت را برداشتند.

به ناچار آنرا اندکی تغییر داده و در قالب یک نامه سرگشاده به محضر حضرتعالی درآوردم. اما درست در هنگام ارسال نامه به محضرتان که روز شنبه29 فروردین بود، رای دادگاه خانم رکسانا صابری اعلام گردید و معلوم شد مشارالیها به 8 سال زندان به جرم جاسوسی محکوم شده‌اند. به ناچار باز مجبور شدم که متن نامه را مجدداً تغییر دهم.

جالب است که همان روزنامه که هر روزه به مناسبت انتخابات پیرامون الزام به آزادی، ضرورت قانون و قانون گرایی، احترام به دگراندیشی و … کلی یادداشت و تحلیل چاپ می‌کند، حتی از درج خبر ارسال نامه سرگشاده به محضر جنابعالی در مورد خانم رکسانا صابری خودداری کردند بدون آنکه در خبر ذره‌ایی اشاره به موضوع و کم و کیف نامه سرگشاده شده باشد.

البته مباحثی همچون دفاع از حقوق بشر، حق برخورداری از آزادی بیان و گردش سیال اطلاعات، حقوق شهروندان، دفاع از اصحاب قلم، رسانه، مطبوعات و سایر مطالبی از این دست البته که از نظر سر دبیر محترم آن روزنامه لازم، بلکه برای روزنامه‌ای دگر اندیش واجب است. منتهی مادام که این بحث‌ها صرفاً در چارچوبهای نظری، تحلیلی، گفتمانی و از سوی دوستان، نزدیکان و چهره‌های اصلاح‌طلب، آنهم جهت زینت بخشی در صفحات روزنامه و منور ساختن سیمای نامزد مورد نظرمان باشد. و الا در عمل، آنقدر محتاط و دست به عصا هستیم که حتی در درج خبری کوتاه پیرامون ارسال یک نامه سرگشاده به رئیس قوه قضائیه پیرامون رکسانا صابری هم خودداری می کنیم.

حضرت آیت الله، بازداشت رکسانا صابری و سپس کشیده شدن پای اتهام جاسوسی واقعاً نگران کننده بود اما محکومیت مشارالیه به 8 سال زندان واقعاً به دور از انتظار بود. در اینکه مخالفین، دشمنان و رقبای هر کشوری از جمله ایران، همواره درصدد هستند که اخبار، اطلاعات و مطالب محرمانه و طبقه بندی شده را از کشور رقیب یا دشمن به دست آورند تردیدی نیست. اما متاسفانه ظرف سالهای اخیر سنت مذمومی در جامعه ما رواج یافته که عبارتست از وارد نمودن اتهاماتی همچون «جاسوسی»، «همکاری با بیگانگان»، «تلاش در جهت براندازی نظام»، «ایجاد انقلاب مخملی» و نظائر اینها به افراد همچون آب خوردن، و در مواردی راحت تر از صدور یک برگ جریمه. بدون آنکه مبانی حقوقی جدی چندانی برای این اتهامات سنگین وجود داشته باشد.

پرونده مرحومه زهرا کاظمی، حسین موسویان، هاله اسفندیاری، رامین جهانبگلو و هم پرونده‌هایشان از جمله مثال‌های بیّن می‌باشند. در جملگی این موارد، اتهامات خیلی جدی به متهمین این پرونده‌ها وارد گردید که بعدا معلوم شد واقعیت‌ها خیلی هم آنگونه نبوده. آن همه جارو جنجال پیرامون خانم هاله اسفندیاری و همکارانشان وارد شد، حتی متهمین پشت صفحه تلویزیون به ارتکاب «جرم» هایشان «اقرار» و «اعتراف» نمودند بعد هم که آبها از آسیاب ریخت، متهمین ساکت، آرام و بی سروصدا آزاد شده و به کشورشان بازگشتند.

حاصل آن همه سرو صدا و آن همه تبلیغات در عرصه بین‌المللی بجز بدنامی و آب به آسیاب مخالفین نظام ریختن آیا سود دیگری برای ما در برداشت؟ یا مورد مرحومه زهرا کاظمی که آنقدر در حرفه اش ناشی و ناوارد بود که در روز روشن آن هم در سالروز 18 تیر در جلوی زندان اوین مشغول عکس گرفتن بوده، چگونه می‌توانسته جاسوسه باشد؟ یا حسین موسویان که ریاست محترم جمهوری وسخنگوی دولت که مع الاسف حقوقدان هم هستند، مُصِر بودند که جاسوسی می‌کرده و بعد هم معلوم شد که چنین نبوده. تا برسیم به مورد اخیر، خانم رکسانا صابری.

من باور دارم که پرونده ایشان هم خیلی متفاوت از پرونده‌های امثال زهرا کاظمی، هاله اسفندیاری، رامین جهانبگلو و حسین موسویان نمی‌تواند باشد. چرا که مشارالیها را قریب به دو سال است که می‌شناسم و از دور و نزدیک شاهد فعالیت‌های ایشان بوده‌ام. فی الواقع اگر رکسانا صابری واقعاً جاسوس باشد، بنده هم در همان دادگاه و به عنوان شریک جرم می‌بایستی محاکمه شوم. چرا که بارها و بارها ایشان با بنده مصاحبه کرده‌اند، بارها و بارها سر مقاله‌ها و یادداشت‌های حقیر در مطبوعات یا رسانه‌های دیگر را ترجمه کرده و به سایت‌های خارجی ارسال داشته بودند.

آشنایی‌ام با ایشان زمانی بود که مشارالیه برای دفتر بی‌بی‌سی در تهران کار می‌کردند. مدتی هم به عنوان خبرنگار آزاد کار می‌کردند. یکبار که جهت گرفتن مصاحبه برای یکی از روزنامه‌های آمریکایی به دفترم در دانشگاه آمده بودند گفتند که نگران ادامه فعالیتشان در ایران هستند چون وزارت ارشاد کارت خبرنگاری‌شان را تمدید نکرده است. بنده هم گفتم که اگر از مسیر معمولی نشد، من سعی می‌کنم ببنیم کسی را می‌توانم در ارشاد واسطه قرار دهم.

من نمی‌دانم خانم رکسانا صابری به کدامین اطلاعات، اسناد محرمانه، طبقه بندی شده و پنهانی دسترسی داشته که برای دشمنان ایران (فی المثل آمریکا یا دیگران) با اهمیت بوده؟ خبرنگاری که حتی قادر نبود کارت خبرنگاری‌اش را تمدید کند، یا مدتها با بی‌بی‌سی در تهران کار می‌کرده، نمی‌دانم چقدر برای دستگاه‌های اطلاعاتی غربی و یا آمریکایی‌ها می‌توانسته عنصری مطلوب و با ارزش باشد که از طریق وی به اطلاعات محرمانه دست یابند. احتیاجی نیست که انسان شم اطلاعاتی و امنیتی داشته باشد یا سالها دوره‌های ویژه جاسوسی و ضد جاسوسی را گذرانده باشد تا بتواند تشخیص دهد که فردی همچون رکسانا صابری یقیناً آخرین کسی می‌بوده که امریکایی‌ها یا دیگران برای جاسوسی در ایران به سر وقتش ممکن است رفته باشند. مگر اینکه بپذیریم عقل و درک مقامات امنیتی، اطلاعاتی و جاسوسی آمریکا از درک این نکته بیّن هم عاجز است.

حضرت آیت الله شاهرودی، اتفاقاً مشارالیها مجرم هستند، اما جرم‌شان نه جاسوسی که امر دیگری است. رکسانا صابری تنها جرمی که دارد عشق و علاقه بیش از حد به ایران است. همان عاطفه‌ای که سرانجام کار دستش داد و گرفتارش کرد. او از پدری ایرانی و مادری ژاپنی قریب به سی سال قبل و هم زمان با پیروزی انقلاب اسلامی در آمریکا متولد شد. در همانجا به مدرسه، کالج و دانشگاه می‌رود. او خیلی راحت می‌توانست با بی‌بی‌سی جهانی، CNN، CBS و سایر غولهای رسانه‌ای دنیا کار کند و خیال پدر و مادرش هم آسوده باشد. اما عشق او به ایران مانع می‌شد. همان عشق و علاقه‌ای که آخر هم کار دستش داد.

می رسیم به «اعترافات» و «اقرارهای» وی که ممکن است یکی از این شب‌ها زینت بخش تلویزیون‌هایمان هم شود. همانطور که اعترافات هاله اسفندیاری، رامین جهانبگلو و… را شاهد بودیم. زندان اوین چنان عظمت و شکوهی دارد که خیلی از غولها را به آسانی تشویق و ترغیب به اقرار و اعتراف می‌نماید. چه رسد به رکسانا صابری که شخصیتی بسیار معمولی دارد و در مملکتی غریب زندگی می‌کرد. اوین که جای خود دارد، رکسانا صابری که بنده می‌شناسم اگر حتی یک شب در کلانتری نزدیک منزلشان هم به سر می‌برد، احتمالاً صبح به بسیاری از جرم‌ها و گناهانش اعتراف می‌کرد.

من نمی‌دانم نظام ما تا به کی می‌بایستی برای این دست پرونده‌ها از محل منافع ملی‌مان هزینه نماید؟ کمترین هزینه پرونده زهرا کاظمی آن بود که کشور کانادا را که اگر همراه ما نبود دست کم مخالف ما هم در عرصه بین‌المللی نبود را بدل ساخت به یک دشمنی که در بسیاری از مراکز بین‌المللی بغض و کینه‌اش علیه ایران حتی بعضاً از آمریکا هم بیشتر است.

مطلب زیاد شد. جده‌ای داشتم که خداوند رحتمتش کند، همیشه به ما یاد می‌داد که تفاوت دوست و دشمن آن است که دشمن می‌گوید «می‌خواستم بگویم»، اما دوست می‌گوید «گفتم». انشاءالله که خداوند سبحان به همه ما افتخار دوستی این نظام را اعطا فرماید.

الامرالیکم
ایام بکام باد
ارادتمند صادق زیبا کلام
استاد دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
سه شنبه اول اردیبهشت 1388

انتخاب نيوز

مطلب مرتبط:

ركسانا صابري در اعتصاب غذا

3 پاسخ to “نامه سرگشاده زیبا کلام درباره ركسانا صابری”

  1. محمد شوری Says:

    محکمه امروز
    جاسوسه رُکسانا صابری
    20سال پیش در چنین روزی(2/2/1368)،روزنامه کیهان (ش13589)با تیتر:«افشای فعالیتهای اطلاعاتی- نظامی بزرگترین شبکه جاسوسی سیا در ایران»بانقل سخنان آقای هاشمی رفسنجانی در خطبه های نماز جمعه،از قول ایشان نوشت :
    «افراد این شبکه، اطلاعات مربوط به کشور را در اختیار «سیا» قرارمی دادند.بزودی جزئیات اعتراف جاسوسان آمریکا از رسانه های گروهی به اطلاع عموم خواهد رسید. تعداد زیادی از جاسوسهای بزرگی که از سوی آمریکا روی آنها سرمایه گذاری شده بود و آموزشهای بسیار بالا و پیچیده دیده بودند دستگیر شده اند. به هرحال شبکه عظیمی گرفتار شده است. من تعداد را نمی گویم چون آمریکایی ها نباید تعداد را بدانند.تعداد خیلی بالاست. آنهایی را که مصلحت بدانیم می آوریم و در تلویزیون و به شما نشان خواهیم داد. از طریق این جاسوسان، وزارت اطلاعات ما در سراسر دنیا به مراکز مهم سازمان سیا دست پیدا کرده است و اکنون آنهارا شناسایی کرده است.و این مراکز بکلی ناامن است.آمریکایی ها با همه احتیاطی که می کنند بارها رو دست خورده اند،و هنوز هم همینطور است.از داخل زندان و از داخل بازداشتگاه با مرکز «سیا» صحبت می شود. وحرفهایی که مأمورین ما می خواهند به آنجا منتقل می شود.البته اخیرا آمریکایی ها فهمیده اند چون مدتی است ارتباط قطع شده است».
    10سال بعد،وقتی در روزنامه سلام اینجانب مسئول ورود و خروجی ارسال و دریافت فاکسها و تلکس خبری بودم،برای روزنامه فاکسهایی ارسال می شد،که بعدا معلوم شد نویسندگان و تهیه کنندگان این مطالب جزو باند«سعید امامی»هستند.
    پس از افشای وجهی از ماهیت قتلهای زنجیره ای،اینجانب در تاریخ 26و27 اسفند 1377در یک گزارش دو قسمتی تحت عنوان «تحلیل محفل فکری قتل های محفلی»در روزنامه صبح امروز(که با نام مستعار علی میثمی چاپ شد)،در قسمت دوم آن گزارش تحت عنوان:«گنجینه اطلاعاتی سیا اینجاست!» به نقل از آنها نوشتم:
    «لذا لازم می دانیم بگوئیم که همین مقدار و سربسته بگوئیم:حزب الها عزیز و اطلاعات 36میلیونی، به گنجینه جاسوسی و عوامل بر انداز سازمان «سیا»آمریکا درایران و پاره ای از اطلاعات در جهان دست یافته است. این گنجینه اطلاعاتی حقایقی تاریخی و مظلومیت روحانیت شیعه و حزب الله را تبیین خواهد کرد. و انقلاب اسلامی را در جهان گسترش خواهدداد.گنجینه اطلاعاتی سازمان سیا که در اختیار حزب الله است توازن قوای آمریکا را درجهان دگرگون خواهد نمود.آگاه باشید که آینده از حزب اللهی هاست.»
    و امروز جاسوسه بودن رکسانا صابری، مساله روز بین المللی شده است!

    وقتی به سخنان آنزمان آقای هاشمی رفسنجانی و نوشته و تحلیل نویسندگان این جزوات -که همگی از اعضای وزارت اطلاعات(البته نیروهای خودسر!) بوده اند- و فرایندی که پس از آن در پروسه «جاسوس بگیری» اتفاق افتاد و وزارت اطلاعات ما به مراکز مهم سازمان «سیا» دست پیدا کرد،دقت شود،متوجه می شوید چقدر مشابهت دارد…!
    به اعتراف وزارت اطلاعات برخی و بخشی از نیروهای وزارت اطلاعات(البته خودسر!)جزو اعضای تهیه کننده این جزو ات و از باند سعیدامامی و درارتباط با قتل های زنجیره ای بوده اند:
    «یک مقام مسئول در وزارت اطلاعات اعلام کرد عاملان تهیه و تکثیر شبنامه و جزوات مجعول با تلاش و پیگیری سربازان گمنام امام زمان (عج)اخیرا شناسائی،دستگیر و به مراجع قضایی تسلیم شدند».
    وی درگفت وگو باخبرگزاری جمهوری اسلامی افزود:«عاملان این اقدام، جزوات و شبنامه هایی را تحت عنوان مجعولی همچون «مرکز ارشاد و آگاه سازی عمومی»و«مرکز اطلاعات 36میلیونی»و غیره منتشر می کرده اند».
    این مقام امنیتی اضافه کرد:«عامل اصلی این اقدام غیر قانونی با ادعای دسترسی به اسناد محرمانه خارجی دارد،طی جزوات و اطلاعیه هایی که از طریق نمابر ارسال می کرد، برخی از مسئولان نظام را به خیانت متهم کرده بود».
    وی اضافه کرد:«عامل اصلی این اقدام با نگارش و ارائه تحلیل های غلط و ادعاهای خلاف واقع تلاش می کرد ذهنیت نخبگان سیاسی و مذهبی نظام را نسبت به یکدیگر مخدوش سازد….»
    قبل از افشای قتلها،اطلاعیه ای از گروهی جعلی و غیر واقعی بنام «فدائیان اسلام ناب محمدی مصطفی نواب»صادر شد و مسئولیت قتل فروهر و همسرش را برعهده گرفت؛دراین اطلاعیه نوشته شده بود:
    «دشمن زبون پس از شکستهای خفت بار در همه عرصه های نظامی،اقتصادی و سیاسی، اینبار باقلم های فاسد،مشکوک و ضد دین هجمه شدید و ناجوانمردانه خود را به اصول حقه انقلاب اسلامی را آغاز کرده است. و اکنون شاهدیم که در بیستمین سال استقرار حکومت الله و در برابر چشمان داغدار خانواده معظم شهدا،سرسپردگان خیانت پیشه داخلی در پوشش قانون و بانقاب قرائت های جدید از اسلام، تیشه بر ریشه حکومت الهی می کوبند…حال…فرزندان دلیر و غیرتمند ملت مسلمان ایران، خود آستین های همت وشهادت را بالا زده و با اعدام انقلابی اولین گروه از عناصرخودفروخته…اعدام انقلابی داریوش فروهر، پروانه اسکندری،محمد مختاری،و محمد جعفر پوینده اخطار و انذری است کوچک به همه قلم بدستان مزدور و حامیان ضد ارزش آنها ….»
    امام خمینی وقتی زنده بود، گفت:«نگذارید انقلاب بدست نااهلان بیفتد»و وقتی پیشینه«سعید امامی» مطالعه می شود، آشکار می شود که وی یک فرد انقلابی و دلسوخته برای نظام نبوده است؛،بلکه با نقاب فریب (و البته همراه با جسارت و شهامت!) توانست سران نظام جمهوری اسلامی ایران را به آنچه خود می خواست هدایت کند و به آنها القاء کند و نتیجه هم بگیرد. آنهم بی آبرویی و بی اعتبار کردن انقلاب اسلامی.
    همانطور که شهید رجایی پشت سر قاتل بمبگذار خویش«مسعودکشمیری»(بخاطر حفظ ماهرانه مقدس مآبی و ریاکاری مؤمنانه اش)نمازمی خواند! آیا حکایت همچنان باقی است؟!
    «حسین شریعتمداری» مدیر مسئول روزنامه کیهان تحت عنوان:«قاتل ناشناخته نیست»می نویسد:«حتی در دورترین نقاط ذهن نیز نمی توان این تَوَهُّم را جای داد که عاملان قتل فروهر از نیروهای انقلابی بوده اند.و اساسا منطقی نیست که نیروهای انقلابی دست به چنین اقدامی علیه انقلاب بزنند! بلکه به وضوح می توان فهمید که عامل یاعاملان قتل در یک برنامه حساب شده و اهداف بدنام کردن نیروهای انقلابی برای دست زدن به این اقدام زشت مأموریت داشته اند.» (
    هم چنین «روزنامه ایران نیوز» در یکی از سرمقاله های خود نوشت:«در مسئله نفوذ عوامل بیگانه به وزارت اطلاعات آنچه با آن مواجه ایم انتخاب بین آگاه ساختن به موقع مردم از یک تهدید جدّی و لحاظ کردن تبلیغات منفی قدرتهای بیگانه است…اگر 13 جاسوس دستگیر شده در شیراز با جریان نفوذی آژانس بین المللی یهود با وزارت اطلاعات در ارتباط است که برخی که برخی قرائن دلالت بر این امر دارد،چرا این واقعیتها را برای مردم سریعتر بازگو نمی کنیم…(به نقل از «روی دَکّه»روزنامه آریا6/4/78)
    هم چنین«روزنامه خرداد» در سرمقاله خود با عنوان:«پرونده قتلها،مرگ سعید امامی، و چند پرسش»نوشت:
    «چگونه فردی که به لحاظ خانوادگی و رشد در یک محیط قابل نقد ،شایستگی و توانایی در پست های بالا اطلاعاتی امنیتی را نداشته و تا دوسال پس از پیروزی انقلاب در آمریکا حضور داشته است ناگهان امکان حضور در مسئولیت های مهم و کلیدی در وزرات اطلاعات را می یابد؟»
    این سرمقاله همچنین اضافه کرده است:
    «گفته می شود سعید اسلامی(امامی)با شبکه های جاسوسی موساد در ارتباط بوده است. روابط سعید اسلامی (امامی) در روحانیت،دانشگاه،صدا و سیما مطبوعات و بولتن ها وشب نامه و …چه کسانی وچگونه بوده است؟»(به نقل از«روی دکّه»روزنامه آریا6/4/78)
    حال با توجه به سخنی که از امام خمینی نقل شد، و نیز با توجه به فرایندی که پس از روند جاسوس بگیری (موسویان، جهانبگلو، زهراکاظمی،… و اخیرا رُکسانا صابری)پیش آمد و معلوم شد که تعریف جاسوسی چیست!! و فقط هیاهو برای هیچ بوده است؛(نامه دکتر صادق زیبا کلام به هاشمی شاهرودی را بخوانید)، و سخنان برخی شخصیتهای دارای نفوذ و باسابقه سیاسی کشور مبنی بر زنده و فعال بودن «باند سیعد امامی»که حتی ازآن به عنوان «وزارت اطلاعات موازی و دولت سایه»یاد می کنند، و با توجه به این سخن از«آیت الله مهدوی کنی»که در تاریخ 8/3/66در روزنامه رسالت نقل شده است:«خیلی اوقات با یک جوّی ممکن است خون بی گناهی ریخته شود، مگر جوّ درست نکردند و علی را کشتند!»
    اکنون این فرضیه را مطرح می کنیم: که فعالیت این گونه ای و این نوع افراد که «ذهن نخبگان سیاسی و مذهبی » را مشغول خود می کند و آنان به همان سمتی می برد که می خواهد و حتی بر رأی دادگاه هم اثر دارد،آیا همچنان زنده و فعال مایشاء است؟!
    تهران،3اردبیهشت 1388
    محمد شوری(نویسنده وروزنامه نگار)
    http://www.assize.blogfa.com

  2. ...!! Says:

    با وجود اصل ۱۶۸ قانون اساسی چرا رياست محترم قوه قضائيه اين حساسيت را از خود نشان ندادند و دستور صادر نکردند که چنين پرونده هايی در شعب ويژه و به طور علنی و با تصدی قضاتی که شائبه گرايش به جناح خاص سياسی درباره آنها وجود ندارد، مورد رسيدگی قرار گيرند؟

  3. محمد رضا رفیعی Says:

    بنام ايزد بر آشوبنده ي بتگري
    نيك انگاري ابتدا است و در آمدي بر گذرانيدن ….. در عرصه هم ابتدا كلمه است و در متن همچنان از تركيب ، حدوث ، ايمان ، عرض و مال … سخن است .
    طرح اينكه در فلسفه سياسي مجال الزام طريق – به گاه نقد اراده ي رويكرد – مي شود ؟
    از همه سو پيداست كه چنين قائليم مشكل اما اينجاست و جاي اعتراف دارد كه در گم و دير ياباني سئوال و مخاطب است
    بنا بر اين مقدمه را بهنگام بحث – انشا ء ا… -مي آورم و عجالتا پيش نويس اساسنامه سياسي خويش را در ميان مي نهم
    بگشاي تير مژگان وبر يز خون حافظ كه چنان كشنده اي را نكند كس انتقامي

    حكومت
    اركان ساختار نمايندگي حاكميت عبارتند از : دولت ، شورا ها ، مجلس نمايندگان و همه پرسي

    دولت
    در اين اساسنامه مقصود از دولت نهاد و ساختار مديريتي كشور ، كه مبتني به تدبير آن تا زماني كه تاييد همه پرسي را داشته باشد است

    شورا
    شورا ها مجامعي هستند منتخب از ميان باشندگان يك واحد جغرافيايي جمعيتي (پنج به ده هزار نفر ) كه بدون قيد شرط و به مدت 4 سال با مراجعه به آراي عمومي انتخاب مي شوند

    اولين آيين نامه شورا تا تشكيل مجلس نمايندگان به تصويب نهاد دولت مي رسد .
    ايجاد زمينه اجرايي مشاركت و قواعد جاري دولت ، حوزه عمل شوراست .
    انتخاب 1/3 اعضاي مجري و ناظر بر انتخابات بر عهده اعضاي شوراهاست .
    نامزدي شورا براي كارمندان و اعضا ي دولت منوط به استعفا از سمت ممكن خواهد بود .
    هزينه فعاليت هاي شورا از محل اعتبارات دولتي برابر با ابلاغ رسمي تامين مي گردد .

    مجلس نمايندگان
    مجلس نمايندگان از ميان اعضاي شوراها ويا نمايندگان مجلس وباقيد امضا ي حداقل 3 نفر از غير داوطلبان شورا وبمدت 5 سال با آراي عمومي تشكيل مي شود
    مجلس نمايندگان عهده دار وظايف زيرمي باشد
    تصويب آيين نامه داخلي و تغييرات آن
    انتخاب 1/3 اعضاي مجري و ناظر برانتخابات
    اجراي ثبت تشكيل ايستگاههاي تلويزيوني غير دولتي ( بعلت محدو ديت تعدد اجراي ثبت در حكم انتصاب مدير ازسوي مجلس است ؛تعداد،تامين و نظارت مالي اين شبكه ها به موجب مصوبه دولت خواهد بود)
    اعضاي مجلس نمايندگان با تصويب 1/3 اعضا مي توانند 45 نفر از برجسته ترين كاركزاران دولت و يا نماينده ايشان را براي طرح سؤال و استماع گزارش به مجلس فرا بخواند
    اعضاي مجلس نمايندگان مي توانند بر موسسات وسازمانهاي دولت با تعيين بازرس به تعداد2برابر تعداد كل نمايندگان مجلس ، تحقيق و نظارت نمايند.( حدود و نحوه نظارت با صلاح ديد دولت مقرر مي گردد)
    اعلام همه پرسي فوق العاده براي تغيير اساسنامه قانون اساسي و رئيس دولت به تصويب2/3 مجموع نمايندگان (درصورت رد همه پرسي مجلس ملغي شده و انتخابات مجلس ظرف 2ماه برگزارمي شود)
    نمايندگان مجاز به اشتغال در موسسات دولتي و وابسته به دولت نخواهند بود .
    هزينه فعاليت هاي مجلس از محل اعتبارات دولتي برا بر با ابلاغ رسمي تامين مي گردد .

    همه پرسي
    بمنظور امكان تغيير نهاد حكومت و يا رئيس دولت همه پرسي با مراجعه مستقيم به آراي مردم در هر 5 سال انجام مي شود .
    هريك از نمايندگان مجلس مي تواند ، طرح مشي سياسي و نمايندگي خود را در همه پرسي به آراي عمومي بگذارد .
    نمايندگان مجلس بتعداد 15 نفر مي توانند ، شخص خارج از مجلس نمايندگان را براي شركت در همه پرسي معرفي نمايند .
    اين اساسنامه در 5 اصل و 16 ماده بعنوان طرح به اعلان عمومي رسيده است .

    محمدرضا رفيعي


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: