ياد و يادآوران

امروز مي خواستم مطلبي بمناسبت رحلت پيامبر اكرم بنويسم و قصد داشتم در خصوص مسائلي كه در اواخر عمر پيامبر اتفاق افتاد و منابع شيعه و سني به اتفاق از آن ياد مي كنند نكاتي را مطرح كنم. در لابلاي كتابها چشمم به «ياد و يادآوران« معلم شهيد افتاد. با خواندن دوباره آن متوجه شدم مطالب اين كتاب ضمن ارتباط با اين مناسبتها بعد از گذشت بيش از سي و اندي سال امروز تازه تر، رساتر و ضروري تر از اواخر دهه 40 و اوايل دهه 50 است. فرازهايي را در ادامه و كل كتاب را كه در 21 شهريور 1351 توسط حسينيه ارشاد بچاپ رسيده و سپس توسط انجمن اسلامي دانشجويان امريكا و كانادا تكثير شده است در اينجا براي علاقمندان مي گذارم.

***

فرق كار اين است كه آنها مي كوشيدند تا داستان را محو كنند و اين ها مي كوشند تا معني آنرا مسخ نمايند.

اينها، با ترويج و تجليل و تعظيم عاشورا و كربلا، مي كوشند كه اينهمه را از محتوا خالي كنند و فقط شكل و فرم را ارزش ببخشند و جلوه دهند.

ديروز كه تمام دستگاههاي حكومتي مي كوشيدند تا يادها فراموش شوند،

روشنفكران ذاكرين بودند و با همه آگاهي و شعورشان تلاش مي كردند كه عمق فاجعه و شكوه و عظمت و عصاره روح انقلاب اسلام، بيادها بيايد و فراموش نشود.

و امروز كه صفويه، تمام شعارهاي شيعه را شعار خود كرده است، ديگر به شعار زندانهاي سندي بن شاهك و زندانهاي خليفه بغداد، كه شعار «عالي قاپو» است و در كار مسخ كردن ارزشهايي هستند كه به قيمت آنهمه خونهاي عظيم بدست آورده ايم،

رسالت روشنفكران شيعه چيست؟

رسالت ما ديگر يادآوري نيست، چون همه بياد دارند، چون خليفه شيعه شده است و بيش از مردم عدالتخواه و پيروان راستين علي و شيفتگان حسين، بياد مي آورد و مي گريد و مي گرياند و خود را به گريه مي زند و بر دشمنان علي لعن مي فرستد و از آل علي مدح و منقبت مي گويد. اكنون مردم آگاه شيعه، در برابر نظام صفوي كه بر تشيع تكيه مي كند، همان وضعي را دارند كه شيعه، در نظام اموي و عباسي، كه بر اسلام تكيه مي كردند، داشت.

اشرافيت قريش، نقاب اسلام زد و شعارش قرآن و سنت،

تا «حق علي« پايمال شود و ياد حسين فراموش،

يعني روح قرآن و مسير سنت مسخ شود،

شيعه بر منقبت تكيه كرد، و برذكر،

و اكنون،

اشرافيت قومي صفويه نقاب تشيع زده است

و شعارش منقبت و ذكر!

تا «حقيقت علي« پامال شود و فكر حسين فراموش،

اين است كه وقتي زور هم بر «ذكر« تكيه مي كند، ديگر «ذكر« نقشي انقلابي ندارد

و «ذاكر« نه يك روشنفكر مترقي كه يك ابزار تبليغاتي در نظام موجود مي شود، اين است كه در عصر صفوي، ديگر «ياد« رسالت نيست، رسالت «شناخت« است.

«طرح واقعه« نيست، «تحليل واقعه« است،

«محبت« نيست، «معرفت« است،

و بالاخره، در نظام «تشيع صفوي«،

نه بر «تشيع مطلق«-كه بر «تشيع علوي« تكيه كردن است.

زيرا، پيش از صفويه شيعه وقتي نام محمد را مي شنيد

حق داشت بپرسد: «كدام محمد«؟

و پس از صفويه، شيعه وقتي ياد حسين را مي شنود،

بايد بپرسد: «كدام حسين«؟

3 پاسخ to “ياد و يادآوران”

  1. rrkh Says:

    عالی بود!

    ————-
    ممنونم!

  2. rrkh Says:

    سلام

    توی بخش نظرات نمیشه هر موضوعی رو مطرح کرد و زیاد هم نمیشه بحث کرد.
    برای همین یک تالار گفتمان درست کردم تا بهتر با هم صحبت کنیم.
    از باقی دوستان هم دعوت می کنم.
    برای وبلاگ شما هم یک بخش اختصاصی درست کردم.
    تازه درستش کردم ، برای همین می تونیم با هم بهترش بکنیم.

    امیدوارم بیایید

    http://www.weblogs.ffh.ir/

    ————-

    سلام
    متشكرم بابت زحمتي كه كشيده ايد. بسيار دوست دارم در بحثهاي تالار شركت كنم ولي متاسفانه فرصت بسيار اندكي دارم كه صرف سر و سامان دادن به وبلاگ ميشود. در هر صورت در فرصتهاي مناسب حتما در بحثها شركت خواهم كرد.
    بازهم ممنون!

    راستي مثل اينكه پسوورد و يوزر ميخواهد!

  3. rrkh Says:

    آره دیگه
    باید ثبت نام کنید!


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: