متن و صوت دفاعيات گلسرخي در بيداگاه شاه

زنده ياد خسرو گلسرخي

زنده ياد خسرو گلسرخي

ان‌الحياة عقيده و جهاد. سخنم را با گفته‌اي از مولاحسين شهيد بزرگ خلق‌هاي خاورميانه آغاز مي‌كنم.

هنگامي‌كه ماركس مي‌گويد: ؛در يك جامعه طبقاتي ثروت در سويي انباشته مي‌شود و فقر و گرسنگي و فلاكت در سوئي ديگر در حاليكه مولد ثروت طبقه محروم است ؛ و مولا علي مي‌گويد؛ قصري برپا نمي‌شود مگر آن‌كه هزاران نفر فقير گردند؛ نزديكي‌هاي بسياري وجود دارد چنين است كه مي‌توان در اين تاريخ از مولا علي به عنوان نخستين سوسياليست جهان نام برد و نيز از سلمان پارسي‌ها و اباذر غفاري‌ها.

از اسلام سخنم را آغاز كردم اسلام حقيقي در ايران همواره دين خود را به جنبش‌هاي رهايي‌بخش ايران پرداخته است. سيد عبدالله بهبهاني،شيخ محمد خياباني‌ها نمودار صادق اين جنبش‌ها هستند و امروز نيز اسلام حقيقي دين خود را به جنبش‌هاي آزادي‌بخش ملي ايران ادا مي‌كند،

دانلود فايل صوتي دفاعيه

خسرو گلسرخي متولد دوم بهمن ماه 1322 شمسي در شهر رشت است. در كودكي پدرش قدير را از دست داد. مادرش شمس الشريعه وحيد، او و برادر دو ساله اش فرهاد را به شهر قم نزد پدربزرگ مادري شان حاج شيخ محمد وحيد برد. وحيد، مرد مبارزي بود كه روزگاري در نهضت جنگل ، در كنار ميرزا كوچك خان جنگيده بود. خسرو توسط وي تعليم ديد و تحت تأثير مبارزات و نظرات وي واقع شد و حتي شعرهايي به نام «جنگلي ها» و «دامون» در اين رابطه گفت و نام فرزندش را نيز «دامون» گذاشت. (دامون به معني پناهگاه، و انبوهي و سياهي جنگل است). در سال 1341، پس از درگذشت پدربزرگش همراه برادرش فرهاد به تهران رفت و در اتاقي كرايه‌اي در محله امين حضور سكني گزيد. او شب ها درس مي‌خواند و روزها كار مي‌كرد.

خسرو در اين سالها، از ادبيات نيز غافل نبود دوران شكوفايي فكري و فعاليت چشمگيرش در مطبوعات را ميتوان در سالهاي 48 تا 52 كه سال دستگيريش توسط ساواك است دانست. اما كار جدي اش را در شعر از سال 45 شروع كرد. گلسرخي در سال 48 با عاطفه گرگين، دوست همرزمش ازدواج كرد و داراي فرزندي به نام «دامون» شد كه اكنون با مادرش عاطفه گرگين در پاريس زندگي مي‌كند. يك هفته بعد از دستگيري خسرو گلسرخي، عاطفه گرگين نيز كه به وسيله يكي از همكارانش از دستگيري خسرو آگاه شده بود دستگير شد و با به زندان افتادن او به ناچار سرپرستي فرزندش به برادرش سپرده شد.

خسرو گلسرخي در 29 بهمن ماه 1352، و عليرغم آن كه به خاطر بودن در زندانِ ساواك هرگز نمي‌توانست در طرح گروگان گيري رضا پهلوي شركت داشته باشد، صرفا به خاطر دفاع از عقايدش در دادگاه نظامي به اعدام محكوم و در ميدان چيت گر تيرباران شد.

متن دفاعيات
ان‌الحياة عقيده و جهاد. سخنم را با گفته‌اي از مولاحسين شهيد بزرگ خلق‌هاي خاورميانه آغاز مي‌كنم. من كه يك ماركسيست-لنينيست هستم براي نخستين بار عدالت اجتماعي را در مكتب اسلام جستم و آنگاه به سوسياليسم رسيدم. من در اين دادگاه براي جانم چانه نمي‌زنم و حتي براي عمرم،من قطره‌اي ناچيز از عظمت خلق‌هاي مبارز ايران هستم خلقي كه مزدك‌ها و مازيارها و بابك‌ها، يعقوب ليث‌ها ،‌ستارها و حيدر اوغلي‌ها، پسيان‌ها و ميرزا كوچك‌ها، اراني‌ها ،‌ روزبه‌ها و وارطان‌ها داشته است. آري من براي جانم چانه نمي‌زنم چرا كه فرزند خلق مبارز و دلاور هستم. از اسلام سخنم را آغاز كردم اسلام حقيقي در ايران همواره دين خود را به جنبش‌هاي رهايي‌بخش ايران پرداخته است. سيد عبدالله بهبهاني،شيخ محمد خياباني‌ها نمودار صادق اين جنبش‌ها هستند و امروز نيز اسلام حقيقي دين خود را به جنبش‌هاي آزادي‌بخش ملي ايران ادامي‌كند، هنگامي‌كه ماركس مي‌گويد: ؛در يك جامعه طبقاتي ثروت در سويي انباشته مي‌شود و فقر و گرسنگي و فلاكت در سوئي ديگر در حاليكه مولد ثروت طبقه محروم است ؛ و مولا علي مي‌گويد؛ قصري برپا نمي‌شود مگر آن‌كه هزاران نفر فقير گردند؛ نزديكي‌هاي بسياري وجود دارد چنين است كه مي‌توان در اين تاريخ از مولا علي به عنوان نخستين سوسياليست جهان نام برد و نيز از سلمان پارسي‌ها و اباذر غفاري‌ها.

زندگي مولاحسين نمودار زندگي كنوني ماست كه جان بر كف براي خلق‌هاي محروم ميهن خود در اين دادگاه محاكمه مي‌شويم. او در اقليت بود و يزيد،بارگاه،قشون،حكومت و قدرت داشت. او ايستاد و شهيد شد هر چند يزيد گوشه‌اي از تاريخ را اشغال كرد ولي آن‌چه كه در تداوم تاريخ تكرار شد راه مولا حسين و پايداري او بود،‌نه حكومت يزيد. آن‌چه را خلق‌ها تكرار كردند و مي‌كنند راه مولا حسين است. بدينگونه است كه در يك جامعه ماركسيستي اسلام حقيقي بعنوان يك روبنا قابل توجيه است و ما نيز چنين اسلامي را اسلام حسيني و اسلام علي تاييد مي‌كنيم. اتهام سياسي در ايران نيازمند اسناد و مدارك نيست خود من نمونه صادق اينگونه متهم سياسي در ايران هستم، در فروردين ماه چنان كه در كيفرخواست آمده به اتهام تشكيل يك گروه كمونيستي كه حتي يك كتاب نخوانده‌ است دستگير مي‌شوم. تحت شكنجه قرار مي‌گيرم (يكي از عمال ساواك فرياد مي‌زند:دروغه) و خون ادرار مي‌كنم بعد مرا به زندان ديگري منتقل مي‌كنند آن‌گاه هفت‌ماه بعد دوباره تحت بازجويي قرار مي‌گيرم كه توطئه كرده‌ام. دو سال پيش حرف زدم واينك به عنوان توطئه‌گر در اين دادگاه محاكمه مي‌شوم. اتهام سياسي در ايران اينست كه زندان‌هاي ايران پر است از جوانان و نوجواناني كه به اتهام انديشيدن و فكركردن و كتاب خواندن توقيف و شكنجه وزنداني مي‌شوند. آقاي رئيس دادگاه همين دادگاه‌هاي شما آن‌ها را محكوم به زندان مي‌كند. آنان وقتي كه به زندان مي‌روند و برمي‌گردند ديگر كتاب را كنار مي‌گذارند مسلسل بدست مي‌گيرند.
بايد به دنبال علل اساسي گشت معلول‌ها فقط ما را وادار به گلايه مي‌كند چنين است كه آن‌چه ما در اطراف خود مي‌بينيم فقط گلايه است. در ايران آنان را به خاطر داشتن فكر و انديشيدن محاكمه مي‌كنند چنانكه گفتم من از خلق جدا نيستم و نمونه صادق آن هستم اين نوع برخورد با يك جوان كسي كه انديشه مي‌كند يادآور انگيزيسيون و تفتيش عقايد قرون وسطايي است. يك سازمان عريض بوروكراسي تحت عنوان فرهنگ و هنر وجود دارد كه تنها يك بخش آن فعال است و آن بخش سانسور است كه بنام اداره نگارش خوانده مي‌شود. هر كتابي قبل از انتشار به سانسور سپرده مي‌شود درحاليكه در هيچ كجاي دنيا چنين رسمي نيست و بدينگونه است كه فرهنگ موميايي شده كه خاسته از روابط توليدي بورژوازي كمپرادور در ايران است در جامعه مستقر گرديده است و كتاب و انديشه مترقي و پويا را سانسور شديد خود خفه مي‌كند ولي آيا با تمام اين اعمالي كه صورت مي‌گيرد با تمام اين خفقان مي‌توان جلوي اين انديشه را گرفت؟ آيا در تاريخ شما چنين نموداري داريد؟ خلق قهرمان ويتنام نمودار صادق آن است.پيكار مي‌كند و مي‌جنگد پوزه تمدن آمريكا را بر زمين مي‌مالد. در ايران ما با ترور افكار و عقايد روبرو هستيم،‌ در ايران حتي به زبان‌هاي بالنده خلق‌هاي ما مثل خلق‌هاي بلوچ،‌ ترك و كرد اجازه انتشار به زبان اصل نمي‌دهند، چرا كه واضح است آن‌چه كه بايد به خلق‌هاي ايران تحميل گردد همانا فرهنگ سوغاتي امپرياليسم ، آمريكا كه در دستگاه حاكمه ايران بسته‌بندي ميشود مي‌باشد.توطئه‌هاي امپرياليسم هر روز به گونه‌اي ظاهر مي‌شود اگر شما در زماني كه نيروهاي آزادي‌بخش الجزاير مبارزه مي‌كردند آن زمان را در نظر بگيريد،‌ خلق الجزاير با دشمن خود رودررو بود يعني سرباز،افسر و گشتي‌هاي فرانسوي را مي‌ديد و مي‌دانست دشمن اينست ولي در كشورهايي نظير ايران دشمن مرئي نيست. بل‌كه في‌المثل در لباس احمد آقاي آژدان دشمن را فرو مي‌كنند كه خلق نداند دشمنش كيست در اينجا آقاي دادستان اشاره‌اي به رفرم اصلاحات ارضي كردند و دهقان‌ها و خان‌ها كه ما مي‌خواهيم بياييم و بجاي دهقان‌ها بار ديگر خان‌ها را بگذاريم اين يك اصل بديهي و بسيار ساده تكامل اجتماعي است كه هيچ نظامي قابل برگشت نيست يعني هنگامي‌كه برده داري تمام مي‌شود ،‌ هنگامي‌كه فئوداليسم به سر مي‌رسد،نظام بورژوازي درمي‌رسد، اصلاحات ارضي در ايران تنها كاري كه كرده راه‌گشايي براي مصرفي كردن جامعه و آب‌كردن اضافه توليد بنجل امپرياليسم است. در گذشته اگر دهقان تنها با خان طرف بود، حالا با چند خان طرف است شركت‌هاي زراعتي و شركت‌هاي تعاوني. امپرياليسم در جوامعي مثل ايران براي اين‌كه جلودار انقلابات توده‌اي بشود ناگزير است كه به رفرم‌هائي دست بزند.

آقاي رئيس دادگاه كدام شرافتمند است كه در گوشه و كنار تهران مثل نظام‌آباد،‌مثل پل امامزاده معصوم،مثل ميدان شوش،مثلدروازه‌غار برود و با كسانيكه زيرسر دارند،صحبت كند و بپرسد شما از كجا آمده‌ايد ؟ چه مي‌كنيد؟ مي‌گويند ما فرار كرده‌ايم. از چه؟ از قرضي كه داشته‌ايم. و نمي‌توانستيم بپردازيم.اصلاحات ارضي درست است كه قشر خرده‌مالك را بوجود آورد ولي در سير حركت طبقات اين ماندني نيست،خرده‌مالكي كه با ماموران دولتي مي‌سازد، نزديكتر است، ثروتمندتر است،آرام‌آرام مالك‌هاي ديگر را مي‌خورد،در نتيجه ما نمي‌توانيم بگوييم كه فئوداليسم در ايران از بين رفته‌. درست است شيوه توليدي دگرگون شده مقداري ولي از بين نرفته مگر همان فئودال‌ها نيستند كه الان دارند بر ما حكومت مي‌كنند همان فئودال‌هاي سابق هستند كه حالا براي امپرياليسم دلالي مي‌كنند ،بورژوا كمپرادور شركت‌هاي سهامي زراعي و شركت‌هاي تعاوني كه بيشتر بخاطر مكانيزهكرده ايران بكار گرفته شده تا كدخداها.
رئيس دادگاه: از شما خواهش مي‌كنم از خودتان دفاع كنيد
گلسرخي : من دارم از خلق‌ام دفاع مي‌كنم.
رئيس: شما بعنوان آخرين دفاع از خودتون دفاع بكنيد و چيزي هم از من نپرسيد بعنوان آخرين دفاع اخطار شد كه مطالبي آن‌چه كه به نفع خودتان مي‌دانيد در مورد اتهام بفرمائيد
گلسرخي: من به نفع خودم هيچي ندارم بگويم،من فقط به نفع خلقم‌ حرف مي‌زنم. اگر اين آزادي وجود ندارد كه من حرف بزنم مي‌تونم بنشينم.
رئيس: همانقدر آزادي داريد كه از خودتان بعنوان آخرين دفاع،‌دفاع كنيد
خسرو گلسرخي: (با خشم و غرور) من مي‌نشينم، مي‌نشينم، من صحبت نمي‌كنم،….
رئيس: بفرمائيد

گلسرخي با غرور و خروشندگي كه در چهره‌اش آشكار است مي‌رود و مي‌نشيند.

منبع

لينك مرتبط: فيلم دفاعيات خسرو گلسرخي در بيدادگاه رژيم شاه

11 پاسخ to “متن و صوت دفاعيات گلسرخي در بيداگاه شاه”

  1. اميرحسين Says:

    واي دستت درد نكنه تو چقدر مطالب خوبي مي‌ذاري توي وبلاگت. من كه كم آوردم! از كجا مي‌آري اين گنج ها رو؟ شاد باشي.

    ——————
    ممنونم از اين يادداشت دلگرم كننده تان!
    شما هم شاد و سربلند باشيد

  2. فتحی Says:

    ممنون. زیبا بود و ستودنی
    —————–

    از بازديدتان ممنون

  3. دی وانه Says:

    سلام
    چرا این آقا از خودش دفاع نکرد؟
    تو معتقد به اسلام سوسیالیستی هستی؟تجربه تاریخ میگه که سوسیالیست بجز توزیع فقر که کار دیگه ای نکرده. نمی دونم.
    جوامع امپریالیست موفق تر نیستند؟ باز هم نمیدونم.
    ولی جالب بود .از جهات مختلف ….

  4. ELI Says:

    IN MARD FOGHOLADAST
    KHASTE NABASHID…

    —————–
    ممنون!

  5. جابر Says:

    دوست عزیز لطفا یه کممطالعه کنید در مورد سوسیالیست.
    چه طور به خودتون اجازه می دید این حرفهای خنده دار رو در مورد سوسیالیست بزنید.
    توزیع فغر؟
    جالبه
    ببینم با این روش استدلال شما من هم می تونم بگم چون کشورهای اسلامی قریب به اتفاق بدبخت ترین کشورهای اسلامی هستند پس اسلام طرفدار بدبختیه.
    در ضمن این فایلتون هم اصلا گنج نیست.
    این یه فایل سانسور شده است
    کاملشو لطفا گوش کنید.

  6. دی وانه Says:

    سلام دوست عزیز من!
    آره من مطالعه کمی دارم میدونم ولی تو بهم کمک کن که دیگه حرفهای خنده دار نزنم .
    ولی بدون که به نظر من ساعتهای طولانی در صف کوپنهای نون وسیب زمینی توی سرمای روسیه ایستادن اصلاخنده دار نیست واز شدت سرما مبلمان خونه رو سوزوندن رقت انگیزه! البته برای من شما رو نمی دونم.یخ زدن دهها نفر توی روسیه روی همون مدار از زمین که کانادا وجود داره عجیبه در حالی که روسیه منابع نفتی داره که اونها ندارن.
    .
    فرار هزاران نفر از روسیه به غرب مخصوصا فرانسه کمی جای فکر داره. بودن سه هزار میلیارد ر توی چین جای سوال داره.نه؟
    چین ادعا میکنه که اصلا فقیر نداره .پس چرا این همه چینی به آمریکا مهاجرت میکنن وتوی محله های فقیر نشین اونجا زندگی میکنن؟ البته همانطور که گفته شده میلیاردر زیاد داره(میلیارد هایی که بعضی ها اون ها مافیایی مخفی مواد مخدر میدونن ).ولی که میتونه بجز خود چینی ادعا کنه که فقر تو اون کشور نیست لابدمعدن چی هایی که هر چند یکبار خبر سر بسته اش بهمون میرسه.که دفن شدن!

    از آمریکای جنوبی بذار حرف نزنیم.خب.

    من هم دوست دارم که توی کشوری زندگی کنم که توش فقر نباشه. ولی میدونم که سوسیالیست راهش نیست. خوشحال میشم که مرجعی رو به من معرفی کنی که من رو قانع کنه که تلاش کنم فکر کنم ودفاع کنم از سوسیالیست.
    ولی آیزینشتاینی که من دوست دارم رو چیزهای دیگه ای از سوسیالیست به من شناسونده.( هرچند که بعدش استالین با سنگی که برای لنین به سینه میزد کوبید تو سرش…وبعضا هنرمند های دیگه روس)وا خورده شده از این نوع حکومت.
    حرفهای مارکسی که به چشم روسیه رو ندید خیلی قشنگه میدونم .یه کم میشناسم کم اون قدر کم که نمی تونم رد یا قبولش کنم.
    ولی من که با حکومتهای عقیدتی با تردید بر خورد میکنم برده بودن بده . ولی یه برده مرفه بودن بهتر از یه برده فقیربودنه.

    خیلی داره طولانی میشه ولی این اواخر همه توی این وبلاگ دارن طولانی مینویسن هنوز جا دارم.

    درمورد گلسرخی آره چرا دفاع نکرد چرا از تریبونی که توی دادگاه داشت استفاده نکرد چرا محکم تر نیاستاد چرا قهر کرد ؟. چرا قوانینن رو به رخ دادگاه نکشید چرا از قوانین قضایی این قدر کم وضعیف ایراد گرفت؟ چرا و هزاران چرای دیگه .من از یه متفکر که قرار یه عالمه دنباله رو داشته باشه بیشتر توقع دارم .هر کسی میتونه توی دادگاه قهر کنه وحرف نزنه حرف زدن ودفاع کردن سخته. چرا فقط شعار داد.
    چرا دفاع نکرد؟

    در ضمن روی هیچ کدوم از این نوشته ها هیچ تعصبی ندارم هیچ کدوم تجربیات من نبوده . همه اینها نوشته های کوری بوده که کم خوندمشون .سخته میشه دیگه به قلمها اعتماد کرد . باورهای من چیزهایی که میبینم وحس میکنم. جار وجنجال برای هیچ.اگه سوسیالیست وکمون ها به تو شور زندگی میدن خوبه ادامه بده .ولی برای بقیه هم جای پا بذار سیستم حذفی متعلق به آدمهای تک بعدیه.والبته دیکتاتور ها

  7. hamid Says:

    اگر زنده بود یا در پادگان اشرف بود یا عضو اپزوسیون یا یک زندگی آرام یک گوشه دنیا هر جایی غیر ایران.کسی که در اندیشه حکومت کمونیستی است هیچگونه زیر پرچم ولی فقیه سینه نمیزند.تفکرات او که ملغمه ای از سیستم منهای مذهب(مارکس)وشیعه ی راستین اثنی اشری(ولایت)است نتیجه ای بهتر آنچه که هم اکنون حکمرانی میکند نمیداشت.

    ————-
    نظر جالبي است. اما بهتر است در ارزيابي ها اندكي هم عينك سياست زدگي را كنار بگذاريم تا امكان ديدن زواياي ديگر انسانها را پيدا كنيم. اگر گلسرخي و گلسرخي ها زنده بودند شايد اوضاع خيلي فرق مي كرد. . . بالاخره پادگان اشرف رفتن با ملغمه مورد نظر شما دو مسئله متناقض است. مقايسه شخصيتي مثل گلسرخي با خائنين به كشور در پادگان اشرف !!؟؟
    از گلسرخي چيزي كه مي توان فهميد اين است كه حقيقت را ولو اينكه بر خلاف ديدگاه ما باشد بپذيريم. البته وي نمي توانست با توجه به ماركسيست بودنش به مذهب جايگاهي بالاتر از روبنا بدهد اما دفاع از حقيقت در شرايطي كه گلسرخي قرار داشت مردانگي و آزادگي مي خواهد و اندكي انصاف، چيزي كه امروز اثري از آن نمانده است.

  8. سجاد Says:

    صد رحمت به اون وقت که میگذاشتند متهم حرف بزند الان چی؟؟؟؟؟؟

  9. فرید Says:

    سلام شمال و جنگل هایش هنوز دلتنگ خسرو اند
    یالدش گرامی باد

  10. فرناز Says:

    نظر هارو که خوندم یک کم تعجب کردم!هدف حقیقته!یعنی فرق نمیکنه که تو اسلام دنبالش باشی یا هر جای دیگه!مهم اینه که دنباله حق باشی!این مرد ستودنی است

  11. hooman Says:

    ino be on … migam ke hichi halish nist … boro darbare socialism motale kon
    bebin asalan chi hast va koja vojod dare
    rosie dar hal gozar be socialim bod
    vali keshvarahay amperyalisti nazashtan chon hamash
    be fekr sodan
    aslan to midoni tolid kalaie az nazar marks yani chi
    va chegone estesmaro tolid mikone


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: