شرمتان باد! روي نمايندگان نظام شاه را سفيد كرديد!

نمايندگان مجلس، اگر بتوان اين عنوان را در موردشان بكار برد! همين ديروز 200 و 250 نفري امضا جمع كرده از مسئول صدا و سيما بخاطر برنامه مستند دفاع مقدس و زنده نگاهداشتن ياد و خاطره شهيدان جنگ تشكر و قدرداني ميكنند!؟ زنده نگه داشتن ياد شهيدان يعني چه؟ يعني حب علي داشتن و عثمان وار زندگي كردن!؟

درحاليكه مردم در آتش گراني، قحطي، بي آبي، و بي برقي كه بطور عمده حاصل شما و سياستهاي سراپا غلط دولت پشتيبانتان است، مي سوزند و با داشتن 3 شيفت كاري از عهده مخارج عادي زندگي زن وبچه شان بر نمي آيند! در اين حال شما به تقسيم سرمايه ملت بين خود مشغوليد!!

متن خبر:

صد میلیون تومان پول نقد در حساب نمایندگان مجلس و باقی قضایا

قرار بود به نمایندگان مجلس هشتم ، یک دستگاه خودروی سمند داده شود که بعداً تصمیم بر آن شده به نمایندگان پول داده شود تا هر خودرویی که دلشان خواست بخرند…بامزه ترین قسمت ماجرا هم به اظهارات یک عضو هیأت رئیسه مجلس مربوط است که پس از افشای این مطلب ، گفته است که خبر 100 میلیونی نمایندگان نباید به رسانه ها داده می شد!

بقيه مطلب را از اينجا بخوانيد

2 پاسخ to “شرمتان باد! روي نمايندگان نظام شاه را سفيد كرديد!”

  1. دی وانه Says:

    خب! خوندم کلی هم حرص خوردم .
    راه حل چیه؟

    اصلا راهی وجود داره تا اونجایی که من خوندم شنینیدم این زمین نفرین شده همین بوده مثل قوم یهودند این ایرانی ها تمام بدیهای نسلهای قدیمو با خودشون منتقل میکنن.
    البته این نظر راجع به یهودیها قدمت دیرینه داره.وصحت در مورد سرزمین من.
    —————–

    حرص خوردن هم خودش كار مقدسي است!
    متاسفانه مردم و بخصوص نسل فعلي تو خودشون رفتند نتيجه اش همين است.
    با نظرت موافقم اما همه جوامع اين دوره را پشت سر گذاشته اند. مثل تونلي است
    كه ناچاراً بايد عبور كنيم! اما ظاهراً اين تونل گذر براي ما طولاني شده!
    امريكا نمونه اش! يك جماعت غالبا تبعيدي و تبه كار و تا چند دهه قبل آدم كش، و نژاد پرست ببينيد به كجا رسيده اند! البته مردمش رو ميگم! . . .
    من هيچوقت نا اميد نيستم، اگرچه تاسف و حرص مي خورم !! اين رو هم مي فهمم كه دمكراسي و آزادي اگرچه لازم است اما تنها چاره درد نيست. ما به ابتذال فرهنگي دچار شده ايم در اينحالت نه آزادي به مفهوم واقعي را درك ميكنيم و نه آنرا مي توانيم پاسداري كنيم. نسل جديد ما در اعتياد و ابتذال غرق است. . . دركش از آزادي همين نيم متر پارچه روي سر و باز كردن لباس خودش است. . .

    طالقاني در مجلس خبرگان روي زمين مي نشست، علتش هم اين بود كه احساس مي كرد داستان دارد عوض مي شود. بعضي وقتها به سخنان امثال او كه مراجعه ميكنيم مي بينيم اين انسانهايي كه يك عمر تلاش و فداكاري كرده اند و كسي مثل ايشان كه از يك زندان به زندان ديگر مي رفت چقدر روشن بين و آينده نگر بودند و در زمان خودشان درك نشدند. متاسفانه ظرفيت مردم ما در آن موقع همين بود كه هم پيغام امثال او را نفهمند و هم دوست و دشمن واقعي خود را تشخيص ندهند.
    بنظر من تا زماني كه مردم با تمام وجود خود مسائل را درك نكنند داستان همين است و خواهد بود.

  2. بیابان گرد Says:

    واعظان کاين جلوه در محراب و منبر مي کنند
    چون به خلوت مي روند آن کار ديگر مي کنند

    چه عرض کنم والا دارن به نام دین سر دین را می برن

    ————————–
    از دين حداقل پيش اينها ديگه چيزي نمانده!
    هرچه بود مصرف كرده و به همراه آن همه ارزشها را مسخ و نابود نمودند.
    مگر غير از دين ميتواند سر دين را ببرد؟!!


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: