چه نيازى است به على؟ – دكتر على شريعتى

سه دوره جدا از هم و سه فصل كاملاً مشخص، زندگى على را مى‏سازند؛ عنوان هريك از اين فصل‏ها نيز مشخص است. دوره اول «از بعثت پيغمبر اسلام» آغاز مى‏شود. على از آغاز بعثت، همدست و همگام پيغمبر بوده و تا لحظه مرگ پيغمبر همدم و همگام او مانده و پيغمبر در دامن على جان داده است. در خانه پيغمبر زندگى مى‏كرده كه اولين پيام وحى رسيده و پذيرفته است. اين دوره بيست و سه سال است (سيزده سال در مكه و ده سال در مدينه). در سيزده سال مكه، اسلام براى استقرار هدفش از نظر فكرى و اعلام شعارهاى مذهبى‏اش و ساختن فرد، مبارزه كرده است.

اين بحث هنوز هم مطرح است كه: در يك نهضت آيا بايد اول افراد را ساخت تا جامعه صالح داشته باشيم و يا از همان اول جامعه صالح بسازيم تا افراد سالم داشته باشيم؟ اساساً اين بحث به هر دو صورت غلط است؛ زيرا كه با افراد غيرصالح چگونه مى‏توان جامعه صالح بنا كرد؟ و از طرفى اگر بخواهيم همه افراد را صالح كنيم، جامعه فاسد هرگز امكان اين كار را به ما نخواهد داد؛ زيرا قــدرتهاى اجتماعى آنجا نايستاده‏اند تا ما مشغول ساختن فرد فرد انسانها شويم. اما از جهتى ديگر هر دو فكر درست است؛ يعنى در مرحله‏اى خاص، يك مكتب، يك رهبر و يك پيام‏آور براساس مكتبش افراد را مى‏سازد. اين افراد كه براساس اين مكتب ساخته و پرورده شده‏اند، يك گروه متعهد اجتماعى، فكرى و انقلابى را تشكيل مى‏دهند. در اين مرحله دوره فرد سازى تمام مى‏شود. در مرحله بعد اين گروه فكرى اجتماعى اعتقادى مى‏توانند جامعه را دگرگون سازند و نظام و هدف و حكومت تازه‏اى را براساس فكرشان در جامعه استقرار دهند و آنگاه است كه جامعه، جامعه‏سازى خودش را آغاز مى‏كند.

در اسلام دو دوره سيزده ساله مكه و ده ساله مدينه، دو دوره كاملاً حساب شده است. تصادف اين هجرت را پديد نياورده است. سيزده سال اول دوره‏اى است كه اسلام فردفرد مسلمانان، يعنى انسان درست انديش و معتقد را مى‏سازد و اين اقليت كه مهاجرين هستند، در مدينه مرحله دوم را آغاز مى‏كنند و آن مرحله ساختن يك جامعه درست است. بنابراين در مكتب اسلام، مكه دوره «فردسازى» و مدينه دوره «جامعه‏سازى» است.

در تمام اين سالها و در هر دوره، از اولين لحظه بعثت تا لحظه مرگ و پيامبر، على همدل و همگام او و در شديدترين مهلكه‏ها پيشتاز همگان بوده است. اين دوره خاص زندگى على با مرگ پيغمبر پايان مى‏پذيرد. اين دوره عنوانى دارد و آن «مكتب‏سازى» است؛ يعنى استقرار مكتب در ذهن جامعه و پرورش جامعه براساس مكتب، احياى مكتب و ايجاد ايمان در وجدان زمان و تشكيل يك گروه اعتقادى و در يك كلمه مبارزه به خاطر يك هدف، اين فصل اول زندگى على است. 32 سال اول در زندگى على، 32 سال مبارزه به خاطر مكتب است.

بلافاصله بعد از مرگ پيغمبر، وضع و جبهه‏گيرى تغيير پيدا مى‏كند، رهبرى عوض مى‏شود؛ قدرتها و نيروها و صفهايى كه در داخل حزب، خاموش و پنهان نشسته بودند و در اين عموميت مبارزه، خودشان را نشان نمى‏دادند، روى كار آمدند، جناحها مشخص شد و قدرتهاى پنهانى داخلى اين حزب نمودار شدند و بعد سكوت على آغاز شد؛ سكوت به اين معنى كه نمى‏تواند فرياد بزند؛ زيرا ناگهان مى‏بيند كسانى كه بيست و سه سال در كنارش بودند، نه عكرمه و ابوجهل و ابوسفيان‏ها، بلكه صميمى‏ترين و نزديكترين ياران خود او و ياران پيغمبر كه در بيست و سه سال مبارزه به خاطر مكتب همگام او و پيغمبر بودند، اكنون در برابرش ايستاده‏اند. مبارزه با اينها به منزله نابود كردن شخصيت‏هاى بزرگى است كه به هرحال، در شرايط خاص آن روز، حفظ قدرت و وحدت اسلامى در دستهاى آنها و در شخصيت آنها تبلور پيدا كرده بود.

جناح‏بندى‏ها و اختلافات خانوادگى و قدرتهاى داخلى در اسلام و در ميان مسلمين چنان بافت پيچيده‏اى درست كرده بود كه اين شخصيت‏ها كه در برابر على ايستاده‏اند، گره اين بافت محسوب مى‏شدند و اگر على به روى آنان شمشير بكشد، در برابر كسانى شمشير كشيده كه گرچه براى پايمال كردن حق او برخاسته‏اند، اما نابودكردن آنها يا نابود كردن خودش. هر دو به اين وحدت نيروى جوان اسلام و مركزيت قدرت اسلام در مدينه آسيب مى‏زند و نيرويى كه به نام اسلام در مدينه به وجود آمده و بر سر همه قبايل منافق و قدرتهاى امپراتورى ستمكار و نظامى ايران و روم سايه خودش را گسترده، از داخل متلاشى خواهد شد. قدرتهاى بزرگ خارجى متوجه مى‏شوند كه نيروها و رهبران و شخصيت‏هاى اصلى اين نهضت به جان هم افتاده‏اند و اين بزرگترين عامل براى هجوم به اين قدرت و مركزيت خواهد بود.

وحدت اسلام در دست كسانى است كه از اين موقعيت براى حفظ مقام خودشان سوءاستفاده كرده‏اند و بنابراين سكوت على آغاز مى‏شود. بيست و پنج سال ساكت بودن، اين بيست و پنج سال سكوت متأسفانه سكوتى است كه هم شيعيان درباره‏اش سكوت كرده‏اند و هم محققان اهل سنت و اين سكوتها باعث شد كه ارزش على و بزرگترين تجلى على و شهامت على و فداكارى على و حق‏پرستى او در اين سكوتش بر اذهان و افكار مردم روشن نباشد.

اين است كه امروزه مى‏بينيم حتى پيروانش در اين باره كه على به جاى پيغمبر در مكه خوابيده، اين همه تكرار و تجليل مى‏كنند؛ در صورتى كه درست است كه اين فداكارى بزرگى است، اما نه براى على. و حتى درباره اينكه در بزرگ خيبر را از جا كنده و سپر قرار داده، به عنوان سمبل شهامت على اين همه مبالغه مى‏كنند و ارزش و نقش آن را به رخ افكار عمومى مى‏كشند، اما از بزرگترين دوره و سخت‏ترين رسالت على كه سكوت اوست، سخنى به ميان نمى‏آورند و كاش به ميان نياورند كه هرگاه درباره‏اش صحبت مى‏كنند، بدترين اتهامات را براى توجيه اين سكوت به شخصيت و عظمت على روا مى‏دارند و آن اين است كه: «اين سكوت از ترس است!» چرا بيعت كرد؟ «اگر نمى‏كرد، مى‏كشتندش!» چرا شمشير نكشيد؟ «مى‏ترسيد! به زور آورندش و چون به زور آورندش، به خلافت باطل رأى داد!»

از آخر سال دهم و اول يازدهم كه دوره مكتب تمام مى‏شود و نفاق و اختلاف در داخل جامعه اسلامى بروز مى‏كند، سكوت على آغاز مى‏شود و اين سكوت تا سال 35، يعنى سال انقلاب مردم عليه عثمان و كشته شدن عثمان ادامه دارد. بيست و پنج سال سكوت براى وحدت. در سال 35 انقلابيون به گرد على جمع مى‏شوند و به خاطر عدالت على را به حكومت انتخاب مى‏كنند.

دوران حكومت على پنج سال است. عنوان اين دوره از زندگى على مكتب نيست؛ زيرا همه آن جناحهاى منافق و مؤمن، به شعارهاى اسلامى و اصول اعتقادى و پايه‏هاى اساسى اين مكتب معتقدند؛ همه به توحيد و نبوت و معاد معتقدند. پس اين دوره، «دوره استقرار مبارزه براى مكتب» نيست. از طرفى، عنوان اين دوره «دوره سكوت براى وحدت» هم نيست؛ زيرا كه اكنون على روى كار است و زمامدار شده است. اقليت است كه بايد در برابر همرزم منافق و مصلحت‏پرست خودش سكوت كند و تحمل كند تا به نفع دشمن مشترك تمام نشود؛ اما اكنون على به حكومت رسيده است و ديگر بزرگترين رسالتش وحدت نيست، «عدالت» است. بنابراين تمام شرح حال على كه خوشبختانه جزء جزء حوادثش را مى‏دانيد و بارها شنيده‏ايد، به سه دوره تقسيم مى‏شود:

دوره اول بيست و سه سال با پيغمبر براى استقرار مكتب؛

دوره دوم بيست و پنج سال سكوت در برابر جبهه‏هاى داخلى مخالف، براى وحدت؛

و دوره سوم پنج سال حكومت براى استقرار عدالت.

منبع: اطلاعات

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: