زينت پرستندگان

نيايشآنچنان كه مي گويند، عادت داشت كه هر سال، پيش از موسم حج، از مدينه-كه همه او را مي شناختند و حرمت مي نهادند، بيرون مي آمد و بر سر كاروانهاي حج، كه از نقطه هاي دور مي آمدند، ناشناخته خود را بر كارواني عرضه مي كرد، به عنوان كارگر و خدمتگزار رسمي و عادي كاروان؛ و بدينگونه، با كاروان حجاج به مكه ميرفت و در راه، با آنكه همچون بعضي ها اين كار را هم باز براي رياي ديگران و اداي ديگري انجام دهد، كار مي كرد و از دسترنج كارش مي خورد و با اين درآمد، حج را انجام مي داد.

تا بدين شكل، روح حج را كه فرو شكستن خود و احساس برابري واقعي با توده و يكنواختي انساني با همه و نفي همه امتيازات و خصوصيات شغلي و طبقاتي و خانوادگي و غيره است، لمس كند و حقيقت آنرا با تمامي وجودش، عملا حس نمايد و مي گويند يكبار كه يكي از همين «حاج آقا» هاي رايج كه حج را نيز بعنوان كسب يك امتياز اضافي و درجه و عنوان برجسته اي كه او را از ديگران مشخص ميسازد، انجام مي دهند و حتي در خود كاروان و در متن اعمال حج هم مي خواهند به همه نشان دهند كه «ايشان حاج آقاي محترمي هستند غيرازهمه»- نسبت به امام رفتاري خشن كرد و او را براي انجام فرماني كه داده بود بشدت سرزنش مي نمود و به توهين و تحقير مي پرداخت و حتي كار را به جنجال و توپ و تشر كشاند و امام، همچون خدمتگزاري واقعي، نرمش نشان مي داد و تواضع مي كرد و تحمل، و براي انجام دستورش بازگشت، در اين هنگام، يكي از افراد كه براي اولين بار به وي توجه كرده بود و براي حادثه اي كه پيش آمده بود، در او به دقت نگريسته بود، ناگهان او را شناخت و فرياد برآورد و مردم بر او گرد آمدند به عذرخواهي و شرمندگي ها و تقاضاي عفو و سپس تجليل و تقديس . . . و امام برآشفت، كه برنامه زندگيش و حلاوت تحمل هايي كه در ناشناس بودن با مردم مي چشيد، بهم ريخت. كاروان به راه افتاد، چند منزلي كه گذشت آرام و بي گفتگو، خود را پنهاني از شكنجه تعارف ها و تجليلهاي آزار دهنده مريدان، نجات داد تا بر سر راه كارواني بايستد كه از دور دستها مي آيد و خود را ناشناخته، به عنوان خدمتگزاري بر آن عرضه كند و بدينگونه هم حج را كه سنت خاندان اوست و بيشتر از هر كس او مي فهمدة حس كند و هم، كسي را كه خداوندة مقام بلند امامت را بوي ارزاني داشته است، تا زندگيش در خدمت خلق و رهبري كاروان امت بگذرد، بدينگونه، در اين راه، به دست و بازوي خويش مردم را، مردمي را كه آهنگ خدا كرده اند، كمكي كند، تا آنجا كه مي گذارند و مي تواند.

فلسفه نيايش

دكتر علي شريعتي

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: