ای صبر بمان با من،من جز تو ندارم کس
ای بخت کجایی تو؟ یک بار به دادم رس
دیریست تفنگم را بشکستم و بنهادم
آتش به درونم زد این خواهش آتش بس
او رفته و من رانده،او کشته و من مانده
رویای من اندر پیش ،فریاد وی اندر پس
من پیر شدم با تو ای صبر اساطیری
تا شادی ٔگل روید از انده خار و خس
هم گام غزالان بین،هم کبک خرامان بین
هم شومی آن کفتار هم مستی آن کرکس
سرخست رهت چون ٔگل ،سبزست دلم چون برگ
می مانم و میخوانم تا رای تو گیرم پس
شعر را با صداي زيبا و دلنشين خواننده متعهد علي محمد تهراني بشنويد.
همچنين مي توانيد از اين لينك دانلود كنيد.










آگوست 13, 2009 در t 10:45 ب.ظ
عالی بود
آگوست 15, 2009 در t 1:10 ب.ظ
آیینه چون شکست،قابی سیاه و خالی از او به جای ماند/ با یاد دل که آیینه ای بود در خود نگریستم،بی آینه چگونه در قاب زیستم؟
آگوست 19, 2009 در t 4:06 ب.ظ
مژده رسید که ایام غم نخواهد ماند………..آنچنان نماند و اینچنین نیز هم نخواهد ماند
پاینده باد راه اصلاحات…
خوشخال میشم لینک کنیم همدیگرو!!