بسم الله الرحمن الرحیم
میگویند فرزندان انقلاب در دادگاهی که دیروز تشکیل شده بود به ارتباط با بیگانه و برنامهریزی برای ساقط کردن نظام جمهوری اسلامی اعتراف کردهاند. اینجانب در سخنان آنان دقیق شدم و در حقیقت آن چنین چیزی نیافتم، بلکه شنیدم که با نالهای عمیق از سرگذشت دردناک خود در این پنجاه روز می گفتند؛ انسانهایی له شده که ممکن بود به هرچیز دیگری هم که به آن الزام شود اقرار کنند به راستی چه چیز دیگری جز داستان رنجهایی که کشیدهاند ممکن است بگویند. میگفتند محسن روحالامینی حق داشت که شهید شد. می گفتند که اگر 50 روز ایستادگی نکرده بودیم این نمایش هفتهها پیش برگزار میشد. میگفتند هرچه را که به آنان میگفتند تا گفته باشند که اینها حرفهای ما نیست.
دندان شکنجهگران واعترافگیران دیگر به استخوان مردم رسیده است تا جایی که اینک از میان کسانی قربانی میگیرند که خدمات بزرگ به کشور و نظام در کارنامه دارند و به تهدید دیگرانی سرگرمند که در نشو و نمای این نهضت و تاسیس نظام برخاسته از آن برجستهترین نقشها را بر عهده داشتهاند. آیا کسانی را که آرزوی شهادت در راه نورانی انقلاب اسلامی داشتهاند به چیزی کمتر از آن تهدید میکنید؟ یا پس از به مسلخ بردن جمهوریت نظام، اسلامیت و آبروی آن را هم با این بیآبروییها هدف گرفتهاید؟ تنها داوری قطعی وجدان بشری از مشاهدة دادگاههایی اینچنین فرمایشی سقوط اخلاقی و بیاعتباری صحنهگردانان آن است.
صحنههایی که دیدیم و دیدید جز تدارکی ناشیانه برای شروع به کار دولت دهم نیست. از دادگاهی که همه چیزش تقلبی است انتظار دارند عدم وقوع تقلب در انتخابات را اثبات کند. اگر شما اهل تقلب نیستید آن را در رعایت ظواهر اولیه یک دادرسی قضایی به نمایش بگذارید. با دادخواستی سخیف با طرح مطالبی بیربط، با استناد به کتابهایی که به خروار خمیر میشوند، با تکیه بر گزارش خبرنگارانی که نامشان را هم کسی نشنیده است و با استناد به اعترافهایی که رنگ شکنجههای قرون وسطایی از آن هویداست انتظار دارند ملت را به چه چیز قانع کنند؟ آیا نخواندهاند که پیامبر اکرم (ص) فرمود برای کسی که بعد از شکنجه اقرار کند حدی نیست یا کسی که در زندان یا قید و بند باشد و او را تهدید کرده باشند اقراری برای او نیست (الغدیر جلد ششم).
مردم ما با فرزندان خود که دیشب پس از 50 روز بیخبری چهرةشان را دیدند احساس همدردی میکنند. برادران ما! غمگین نباشید. بدانید که مردم وضعیت شما را درک میکنند و میدانند که حفظ جان شما واجبتر از هر چیز دیگر است. زود خواهد بود که ملت محاکمه مرتکبین این فجایع را شاهد باشد و بازجویان و شکنجهگرانی که اینگونه با جان و آبروی او بازی میکنند بشناسد.
وَلَوْ یُؤَاخِذُ اللّهُ النَّاسَ بِظُلْمِهِم مَّا تَرَکَ عَلَیْهَا مِن دَآبَّةٍ وَلَکِن یُؤَخِّرُهُمْ إلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى فَإِذَا جَاء أَجَلُهُمْ لاَ یَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلاَ یَسْتَقْدِمُونَ
و اگر خداوند مردم را به [سزاى] ستمشان مؤاخذه مىکرد جنبندهاى بر روى زمین باقى نمىگذاشت لیکن [کیفر] آنان را تا وقتى معین بازپس مىاندازد و چون اجلشان فرا رسد ساعتى آن را پس و پیش نمىتوانند افکنند
میرحسین موسوی
منبع: قلم نيوز










آگوست 7, 2009 در t 5:35 ب.ظ
سلام
آنقدر دردناك است كه نمي توان چيزي گفت
جز بغض و اندوه
آگوست 9, 2009 در t 6:56 ب.ظ
تا می شود و تا می توانید کاری بکنید .
آگوست 10, 2009 در t 8:28 ق.ظ
ده سال قبل وقتی که آیت اله شاهرودی، منصب قوه قضائیه را از آقای یزدی تحویل گرفت یک عبارت گفت و آن این بود که “ویرانه ای را تحویل گرفتم”. الان نیز که در پایان دوران وی می باشد ما با پدیده هایی همچون کهریزک مواجه هستیم که بقول یکی از اساتید علم حقوق اسلامی، با زندانهای ابوغریب و گوانتانامو قابل همراهی می باشد. این مسئله صرفنظر از اینکه جای سوال قرار می دهد که آنگونه زندانها بیشتر مربوط به دولتهای خارجی بوده و چطور یک ایرانی حاضر می شود چنین کارهایی را با هموطن خود نماید و این مسائل، نفس ایرانی بودن بسیاری را مخدوش می کند اما بنظر می رسد که همه عزل و نصبهایی که در سطح عالی در این قوه انجام شده است بدین شکل بوده و این مربوط به بیست سال سابقه قضایی می باشد. یعنی در دوره دوم انقلاب. لذا این امر، توجه و تکلیف مسئولان ارشد من جمله خبرگان و دیگران را که در این زمینه نظارت و دقت انجام شود.
آگوست 24, 2009 در t 1:58 ق.ظ
اگر راست میگوئید یکی از نظرات مخالف که من یکی از آنها رانوشته ام بگذارید تا مردم بخوانند و تصمیم بگیرند ، ای مدعیان آزاد اندیشی و فهم و شعور.
————
نظر مخالف يا موافق بشرطي گذاشته مي شود كه فحاشي نباشد!
يك نگاه به پستهاي ديگر بياندازيد متوجه مي شويد مواردي هم نظرات مخالفين بيشتر است!
در ضمن شما كه ادعاي شعور داريد چرا با يك آي پي به چند اسم كامنت مي گذاريد!؟
سپتامبر 5, 2009 در t 12:20 ب.ظ
با سلام خدمت شما اندیشمند عزیز
قصد همکاری با شما دوست عزیز را دارم
برخی از نوشته هایتان که مطالعه کردم از شخصیت فکریتان خوشم آمده و قصد دارم بیشتر با شما آشنا شوم
———————————————-
سلام
ممنون از لطفتان.
از هر گونه همكاري در زمينه نشر افكار شريعتي استقبال مي كنم. اگر مقاله اي در اين زمينه يا مرتبط با آن داشتيد با كمال ميل براي گذاشتن در وبلاگ مهاجر بررسي خواهم كرد.
سپتامبر 9, 2009 در t 12:45 ق.ظ
یک یا حسین تا میر حسین