ماجراي اهانت محمد خاتمي به مردم ترك زبان و خطه رشت كه اين روزها از سوي جناح رقيب محافظه كار دامن زده مي شود نه قابل چشم پوشي است و نه مي توان آن را به بعد از انتخابات موكول كرد. توجيه هاي ناشيانه امثال محمدعلي ابطحي نيز جز لوث كردن بيشتر مساله حاصلي در بر نداشته است. اين فيلم برخلاف ادعاي خاتمي و اطرافيان وي، كاملا واقعي بوده و مونتاژ نيست.
اين شيوه اهانت به بخش بزرگي از ملت ايران از سوي كسي كه ادعا و پرچمداري “گفتگوي تمدنها” را با خود به يدك مي كشد يك ننگ و خفت است! كسي كه چنين ديدگاه سخيفي نسبت به مردم خود دارد شايسته هيچ ستايشي نيست. آقاي خاتمي و اطرافيان هتاك حاضر در آن جلسه كذايي، بهتر است قبل از اينكه دير شود بجاي توجيه و فرافكني مساله، تقصير را به گردن گرفته و از پيشگاه مردم عذرخواهي كنند.










ژوئن 3, 2009 در t 4:29 ب.ظ
به شمالی ها کِی توهین کرد؟
غیرتی میشم ها
ژوئن 3, 2009 در t 5:57 ب.ظ
خاتمی: «…اینا بود و این تخصصش در خواندن روضه یعنی، داستان عروسی حضرت زهرا بود. و خصوصیتش هم این بود و این جور میگفت، خیلی هم میپسندیدن اردبیلیها٬ می خواست نبوغ اردبیلی ها را نشون بده (یکی از حضار: ترک بود خلاصه -صدای خنده). گفت شبی که حضرت را عروس کردند و میبردند به خانه، حضرت پیامبر جلو جلوی حضرت زهرا حرکت میکرد. در طرف راستش امام حسن، در طرف چپش امام حسین و حضرت خدیجه به سینه میزد که قربان مظلومی تو دخترم بروم. (خندهی حضار). بالاخره اردبیل اینه حالا به من میگن چرا تو سفرهی عقد آفتابه (؟)…(نامفهوم).»روحانی: «حالا یه داستانی هم من دارم اگه اجازه میدین از ترک (؟) نقل کنم. تشریف آوردن تو استانداری، جناب آقای کریمیان شاید هم آقای مرعشی بودن یا آقای محمودی، جناب آقای … هم بودن، من بودم آ شیخ محمود …(نامفهوم). ایشون داستان اون زنی که زنا داده بود و بعد میخواست خودش [رو] تطهیر کنه. یه بار رفت خدمت حضرت امیرالمؤمنین، حضرت فرمودند چون حامله هستی نمیشه. رفت و بعد دوباره اومد. گفت منو اعدام کنین که تطهیر بشم. حضرت فرمودن باز هم هنوز بچه باید شیر بخوره و اینا. رفت و باز پیغام اومد، حضرت فرمودند هنوز هم نمیشه. (نامفهموم) یا ترک بود یا رشتی(قهقهی آقای خاتمی و خندهی حضار)
ژوئن 3, 2009 در t 7:19 ب.ظ
اِ
من کامل این رو ندیده بودم
عجب
ژوئن 3, 2009 در t 8:40 ب.ظ
اگه يادتون باشه مشابه اين داستان رو در ماجراي دست دادن با زنان در اروپا درست كردن. كاري را كه كرده بود مرتب تكذيب مي كرد! اندكي شهامت هم خوب چيزيه! اگه كار خوبي كردي پاش وايست اگه خلاف كردي عذرخواهي كن!